تبلیغات
سرگرمی
مدرسه ای ها

بادیگران صمیمی صحبت کنید.

چهارشنبه 16 تیر 1389 03:00 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: مقاله ،

برای اینکه گفتگوی صمیمی داشته باشید، مقداری شوخی و مزاح را به صحبت کردنتان اضافه کنید. برای داشتن گفتگویی صمیمی نکات زیر را رعایت کنید:


به چشمانش دقت کنید:

قبل از اینکه با هر غریبه ای صحبت کنید، به چشمانش دقت کنید. چشمان اشخاص میزان علاقه آنها به شما را نشان می دهد. اگر متوجه شدید که به شما نگاه نمی کند، کمی به او فرصت دهید. شاید حواس او جای دیگری است. اما اگر دیدید که به شما زل زده است، به چشمان او نگاه کنید و به او لبخند بزنید.


برای صمیمی شدن با او عجله نکنید:

نیازی نیست، به سرعت به سمت او روید. درعوض، به آرامی به او سلام گرمی کنید تا برای بازکردن یک صحبت صمیمی تشویق شود. اگر متوجه شدید که چنین حسی ندارد، مشکل خاصی نیست بحث را تمام کنید.


یک نقطه اشتراک بینتان پیدا کنید:

برای طولانی کردن بحث، یک نقطه اشتراک بین او و خودتان پیدا کنید. شاید شما دوستان مشترکی داشته باشید، یا در زمینه های مشابه یکدیگر کار می کنید. زمانی که صحبت می کنید با موهایتان بازی نکنید ، دستانتان را زیاد تکان ندهید و ناخنتان را هم نجوید. همه این موارد نشان دهنده استرس و عصبی بودن شماست و این حس را به طرف مقابل منتقل می کند. محکم صحبت کنید.


حواستان را جمع کنید:

اگر با او صحبت می کنید و شخص سومی وارد بحثتان می شود، با لحنی مهربان خودتان را معرفی کنید اما از بحثتان دور نشوید. به عبارت دیگر، اگر آمدن شخص سوم برای شما غیرمنتظره بود، بحث و موضوع بحثتان را خوب مدیریت کنید و با شخص سوم هم رابطه ای صمیمی و گرم برقرار کنید.


صحبتتان را تمام کنید:

تا زمانی که هر دوی شما از بحث  کردن با هم لذت می برید، نیازی به کوتاه کردن بحث و خاتمه دادن آن نیست. البته زود تمام کردن صحبت بهتر از دیر تمام کردن آن است. اگر چشمان طرف مقابلتان به شانه های شما خیره شده یا کم کم نگاهش از شما دور می شود، زمان آن است که صحبت را تمام کنید. مثلا بگویید از صحبت کردن با شما خوشحال شدم.

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

شنونده باشید.

چهارشنبه 16 تیر 1389 02:49 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی

اغلب افراد فکر می کنند که شنونده های خوبی هستند ؛ اما حقیقت این است که بسیاری از ما در سخن گفتن مهارت بیشتری داریم تا گوش دادن ؛ در حالیکه اگر کمی سعی کنیم ، گوش دادن کاری ساده و گاه بسیار لذت بخش خواهد بود.


تمركز کنید:

برای اینکه یک شنونده خوب باشیم در وهله اول باید به آنچه که طرف مقابل تان می گوید با دقت گوش کنید. همچنین باید دقت داشته باشید حرف هایش را قطع نکنید و سعی کنید ارتباط چشمی خود را با او حفظ کنید. اما تمرکز شما باید روی حرف هایش باشد. بهترین شنونده هایی که می شناسم روان شناسان هستند ، ولی آنها به ندرت تماس چشمی با مراجعینشان برقرار می کنند. معمولا ، آنها با دقت تمام به حرف های فرد مقابل شان گوش کرده و دقت و توجه شان را به او منتقل می کنند.


زبان تان را گاز بگیرید:

اگر شنونده خوبی نیستید حداقل سعی کنید در میان حرف های طرف مقابل نپریده و با او بحث نکنید ؛ در چنین مواردی لازم نیست شما عقیده خود را برای او بیان کنید. اگر کسی در حال صحبت کردن با شماست و شما فقط عقاید خود را برای او بیان کرده و با او بحث می کنید طرف مقابل از شما ناراحت شده و این مکالمه برایش راضی کننده نخواهد بود. در واقع هیچ کس با این شرایط به شما اعتماد نمی کند تا حرف هایش را برای تان بیان کند. حتی اگر می دانید او اشتباه می کند ، صبر کنید و بگذارید حرف هایش تمام شود. اگر می خواهید این مکالمه برای آن فرد و شما نتیجه بخش باشد ، باید صبر داشته باشید.


حرف های او را تكرار كرده و تفسیر کنید:

بزرگترین اشتباه ما این است که از آنچه که طرف مقابل مان می گوید آگاهی چندانی نداریم. اما سعی کنید قبل از اینکه موضوع صحبت تغییر کند ، موضوع مورد بحث تان را به طور روشن دوباره تکرار کرده و تفسیر کنید. سخنانی مانند این :" خیلی جالب است ؛ می توانی بیشتر برایم توضیح بدهی؟" در این شرایط فرد مقابل شما احساس می کند که به او دقت و توجه کافی دارید و دوست دارید در مورد جزییات نیز بیشتر بدانید ؛ پس این مکالمه بسیار رضایت بخش خواهد بود.


همینجا گوش کنید:

سخت ترین حالت برای گوش دادن حرف های طرف مقابل تان این است که آن صحبت ها و موضوع درست در مقابل عقاید و باور شما باشد. در چنین شرایطی سخت است که ساکت مانده و فقط گوش کنید. اما برای اینکه یک شنونده خوب باشید ، یک موضوع مناسب را پیش کشید و روی آن تمرکز کنید. در چنین شرایطی گوش دادن کار پیچیده و سختی نخواهد بود.







دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دیگران را بشناسید!

چهارشنبه 2 دی 1388 05:29 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: مقاله ،

آن‌ها متوجه شدند با نگاه کردن به شخصیت افراد می‌توان به درستی خصوصیات اخلاقی آن‌ها مانند میزان اعتماد به نفس ، برون‌گرایی یا درون گرایی و حتی درستکاری آن‌ها را معین کرد.

شرکت کنندگان در این تحقیق چندین گروه از چند دانشگاه از جمله دانشگاه کمبریج بودند که از آن‌ها خواسته شد با استفاده از تصویر چند نفر سعی کنند شخصیت آن‌ها را حدس بزنند.

در این تحقیقات از افرادی که عکسشان گرفته می‌شد و در اختیار شرکت کنندگان قرار می‌گرفت خواست شد در دو حالت متفاوت اقدام به عکس‌برداری از خود کنند که در یک حالت مطابق با معیارهای خواسته شده محققان بود و در حالت دیگر شخص بر اساس تمایلات خودش در برابر دوربین ژست می‌گرفت .

در نهایت محققان متوجه شدند قضاوت‌هایی که در مورد افراد از روی عکس آن‌ها می‌شود بسیار به شخصیت افراد در عکس شبیه است.

تحقیقات دانشمندان نشان داد زمانی که افرادی از روی دو تصویر سعی در حدس زدن شخصیت یک فرد می‌کنند ، حدسیات آن‌ها دقیق‌تر است و بیش‌تر به واقعیت نزدیک است. محققان متوجه شدند زمانی که فردی بر اساس تمایلات و فاکتورهای مورد نظر خودش در برابر دوربین عکس‌برداری می‌کند بیش‌تر از حالتی که بر اساس معیارهای دانشمندان در برابر دوربین ژست می‌گیرد
شخصیت خود را فاش می‌کند.

به طوری که در تصاویری که به طور طبیعی گرفته شده است ، افراد شرکت کننده در تحقیق بهتر توانستند خصوصیاتی مانند منطقی بودن ، دوست داشتنی بودن ، تنها بودن ، خصوصیات عاطفی و مانند آن را حدس بزنند.
محقق این مطالعه در این باره گفت:همانطور که ما حدس می‌زدیم ، شکل ظاهری افراد می‌تواند شخصیت درونی او را نشان دهد و انسان‌ها می‌توانند در نگاه اول ، بعضی از خصوصیات اخلاقی فرد مقابل را تحلیل کنند.






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ضرب المثل

چهارشنبه 2 دی 1388 05:20 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: ادبی ،

اگر پرگویی می کنم ایرادی ندارد، حرف زدن خود نوعی از سرگرمی است.

نشسته پاک است:

به شوخی، شخصی است که به تمیزی بدن و جامه اش بی اعتناست.

نصیب کسی را کسی نخورد:

همانند: روزی کس را، کس نخورد.

نطقش کور شدن:

براثر گفتگو وجنجال سخن کسی قطع شدن، از ادامه صحبت بازماندن.

نظر زدن :

به چشم بد نگاه کردن، از نظر عوام چشم زخم بودن.

نشادرش تند است:

به شوخی، در کارها شتاب وعجله میکند

نسیه آخر به دعوا رسیه:

همانند: معامله نقدی بوی مشک میدهد.

نزن در کسی را تا نزنند درت را:

همانند: چو بد کردی مباش ایمن ز افات

نشترش بزنی خونش درنمی اید

در نهایت خشم و عصابیت است، سخت آشفته است.

نرم کردن:

شخصی را به منظور خاصی مطیع و رام خود کردن

نرم نرم پوست کندن:

آرام آرام و به ملایمت کار خود را به ضرر دیگری فیصله دادن

 

ضامن بهشت و دوزخش نیستم:

من وظیفه خودم را به خوبی انجام میدهم وکاری به بد و خوب بعدش ندارم.

ضرب شستی به کار بردن:

برای پیشرفت امر خود تدبیری به کار بردن، با هر حیله بر حریف غالب شدن.

ضرب دستش را چشیده است:

برتری حریف خود را می داند و جرئت مقابله با او را ندارد.

ضرر را از هر کجا جلویش را بگیری منفعت است

آدم عاقل همینکه فهمید راهی را به اشتباهی رفته، برمی گردد.

طاق ابرو نمودن:

کاری مخصوص زنان، عشوه گری کردن

طاقت کسی طاق شدن:

بیقرار شدن ، آرام خود از دست دادن.

طبل زیر گلیم زدن:

پنهان داشتن موضوعی که همه می دانند، پنهانکاری کردن

طرف کسی را گرفتن :

پشتیبانی از کسی کردن، از کسی حمایت و طرفداری کردن

طشتش از بام افتاده :

راز نهان کسی آشکار شدن، رسوا شده است

طی نکرده گز کردن:

بدون مطالعه و نسنجیده دست به کاری زدن

طوق لعنت برگردن کسی افتادن:

گرفتار زحمت و دردسر شدن، دچار همسر بد رفتار و بد اخلاق شدن

طناب گدایی کسی را بریدن:

از ادامه کمک به کسی خود را رها ساختن

طمع زیاد مایه جوانمرگی است:

ادم طمع پیشه غالبا جان خود را به خطر می اندازد

 

 

عاشق چشم و ابروی کسی نبودن:

مفت و مجانی برای کسی کار نکردن ، بی جهت برای کسی به آب و آتش نزدن.

عاشقی پیداست از زاری دل :

همانند: رنگ رخساره خبر میدهد از سرضمیر

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد:

به دست آوردن مطلوب خویش کار چندان آسانی نیست.

عاقبت به خیر شدن:

به رستگاری و راه خوشبختی رسیدن

عاقبت جوینده یابنده بود:

باجستجو و تلاش به مقصود خود نایل خواهی شد

عاقبت خشم پشیمانی است.

از آدم خشمگین کارهای سرمی زند که سپس باعث ندامت اوست.

عاقبت گذر پوست به دباغ خانه می افتد:

هر کسی باید روزی حساب اعمال خود را پس بدهد.

عاقل تا پی پل می گشت، دیوانه پا برهنه از آب گذشت :

هر مشکل چاره ای دارد، اگر از راه ملایمت نشدباید جسارت به خرج داد.

عبای ملانصرالدین است:

چند نفر به نوبت آن را می پوشند، همه از آن استفاده میکنند.

عجب کشکی ساییدم

همه چیز بر خلاف انتظار ما از آب درامد

عذر بدتر از گناه :

در توجیه کار بد خود دلیل زشت تری آوردن

عروس تعریفی آخرش شلخته از آب درامد

با آنهمه تعریفش جنس نامرغوبی از آب درآم2


گاو بی شاخ و دم :

آدم تنومند شوریده و احمق، همانند: غول بی شاخ و دم.

گاو پیشانی سفید:

معروف و مشهور نزد همه، همه کس او را می شناسد.

گاو خوش آب و علف:

کسی که از هیچ نوع خوردنی رو گردان نیست، هر چه پیشش ببیند بدون اکراه و با اشتهای تمام می خورد

گدا بازی درآوردن:

مقابل دست و دلبازی ، خست و پستی به خرج دادن

گدا حیا ندارد:

بر اثر تکرار خواهش و تمنا آبرویش ریخته شده و شرم نمی کند.

گذر پوست به دباغخانه می افتد:

هر کسی سرانجام به نتیجه اعمال خود میرسد، بالاخره روزی بهم میرسیم.

گاهی به نعل و گاهی به میخ زدن :

ضمن صبحت و گفتگو کنایه زدن ، همانند : از این شاخ به آن شاخ پریدن

گذشت آنچه گذشت :

افسوس گذشته را نباید خورد ، همانند : تقویم پارسالی به کار نمی خورد.

گذشت بر گشت ندارد:

بخشیده را پس نمی گیرند، بر آنچه بخشیدی چشم طمع نداشته باش.

گربه آمد و آن دنبه را برد:

باید بجنبی و چاره کار خود کنی و گرنه ر نود از تو جلو می افتند.

گربه را دم حجله باید کشت:

از آغاز هر کاری باید محکم کاری کرد.

گر تو بهتر می زنی بستان بزن:

اگر فقط ادعا نمی کنی چرا کنار گود نشسته ای

 

چاله چوله چیزی را پر كردن:

نواقص را برطرف كردن ، قرضها را پرداخت كردن.

چاقو دسته خودش را نمی برد:

هیچ آدم عاقلی به خودش زیان نمی زند، خویشاوند به خودی آزار نمیرساند.

چاردیواری اختیاری:

محترم بودن خانه و زندگی هركس، اختیار زندگی و محدوده خود را داشتن

چار میخه كردن:

پی و پایه چیزی را محكم و استوار كردن ، محكم كاری كردن

چارتكبیر زدن :

ترك كسی را برای همیشه گفتن، یكباره از چیزی چشم پوشیدن

چاه كن همیشه در ته چاه است:

هر بدی و ظلم به دیگران در پایان گریبانگیر خود آدم میشود. همانند: چه مكن بهركسی،اول خودت دوم كسی.

چشم و همچشمی كردن:

رقابت كردن با دیگران ، هم طرازی نمودن با اطرافیان

چشمها چهار تا شدن:

دندش نرم میخواست چنین كاری نكند، از تعجب چشمها را گشاد كردن.

چشم وگوشی كسی باز بودن:

از همه جا آگاه بودن، درجریان امور قرار داشتن، آدم با تجربه و فهمیده




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

نرم افزار هک گوشی از طریق Bluetooth

سه شنبه 24 آذر 1388 10:47 ق.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: دانلود نرم افزار ،

امروز یک نرم افزر توپ وباحال گذاشتم اگه می خواین یکی رو هک کنید این نرم افزار  رو دانلود کنید.

برای دانلود اینجا کلیک کنید. درضمن رمز فایل هم این استwww.mihandownload.com   

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 24 آذر 1388 11:10 ق.ظ

هک ایدی

دوشنبه 23 آذر 1388 06:54 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: مقاله ،

هک کردن

سلام امروز میخوام یه قسمت هک و هکری توپ را

بندازم.هر کی میخواد پسورد دوستشو تو سه سوت

بگیره فقط مقاله زیر رو بخونه ...................................

خب وارد ایمیل خود شوید.و حالا وارد قسمت compose

میل خود شوید.حالا در قسمت to این آیدی که من میگم

رو تایپ کنید این آیدی برای روبات کنترل کننده لیست

پسورد های سایت یاهوست.آیدی او اینه:

                pass_yserver@yahoo.com

و حالا در قسمت متن نامه در سطر ۱ آدی خودتون رو

تایپ کنید.و در خط  ۲ آیدی کسی میخواهید هک شود

بنویسید.کامپیوتر شما رمز عبور میل شما رو نیاز داره

که بتونه از روی رمز عبور آیدی شما رمز آیدی اون رو هم

پیدا کنه که در واقع به این کار کرک کردن میگویند.

خب پس در سطر ۳ هم پسورد آیدی خودتو بزن.

و در سطر ۴ کد زیر رو برای این که اون به صورت کامل

کرک شه و بدونه که باید پسورد رو به میل کی بفرسته

تایپ کن.

         password:send to:/(your id)compleet

و در کد زیر در قسمت (your id) آیدی کسی که میخوای

پسورد فرد هک شده به میل او فرستاده شه بزن.

اگر در قسمت یور آیدی آیدی کس دیگری رو بزنی پسورد

فرد هک شده به میل او فرستاده میشه.پس حواست رو

جمع کن.و حالا میل رو بفرست.تا ۱۵ دقیقه صبر کن و

وارد inbox خود شو.میبینی که یک میل داری از آیدی:

                        pass_yserver

و subject این میل هست:password hackde compleet

و امید وارم به خودت فحش ندی که هک کردن به این آسونی بود.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

بختک در خواب

چهارشنبه 18 آذر 1388 11:13 ق.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: مقاله ،
فلج خواب (sleep paralysis) به حالت ناتوانی در انجام حرکات ارادی حین خواب اطلاق می شـود. فلج خواب یـک تـجربـه ی دلــهره آور و هراس انگیز می بـاشد. فـلـج خـواب اغـلب اوقات هنگام بیدار شـدن از خـواب و یـا در مـوارد نـادر هنگام به خـواب رفتن رخ می دهد.
فلج خواب از چند ثانیه تا چـند دقیـقه بـه طـول می انجامد. 25 تا 30 درصد جـمعیت کشـور، حـداقل یک بار در طول زندگی خود اخـتـلال فلج خـواب را تـجـربه کرده اند.
فلج خواب می تواند در هر سنی رخ دهد.
علایم فلج خواب:
1) ناتوانی در حرکت دادن تنه، دست ها و پاها و صحبت کردن (فرد از فرط ترس می خواهد فریاد بکشد و برای بیدار شدن تقلا می کند، اما گویی تلاش وی بی نتیجه است)
2) فلج تمام و یا بخشی از عضلات بدن
3) احساس خفگی و مرگ (گویی، چیزی روی قفسه سینه ی شما قرار گرفته است)
4) وحشت زدگی و اضطراب
5) توهمات خواب (hypnagogic hallucinations): به توهمات شنیداری، دیداری و لمسی رویا مانند اطلاق می شود، مانند احساس حضور یک انسان دیگر در اتاق، احساس فشار بر روی قفسه سینه، دیدن سایه ی افراد، دیدن منبع نورانی، شنیدن صدای افراد، شنیدن صدای قدم هایی که نزدیک می شوند، دیدن شبح، احساس خروج روح از بدن، احساس شناور شدن در هوا، شنیدن صدای باز و بسته شدن درها.
تصورات غلط نسبت به فلج خواب یا بختک:
آزار و اذیت توسط جن، شیطان، دیو و یا موجودات ماورای زمینی، و یا اشتباه گرفتن آن با تجربه خروج روح از بدن.
علل ایجاد فلج خواب:
عوامل ژنتیکی، اضطراب و استرس اختلال هراس و اختلال در نظم خواب .
مکانیسم ایجاد فلج خواب:
در طی خواب در مرحله ی حرکات سریع چشم (REM)، یعنی مرحله ای که فرد خواب (رویا) می بیند، مغز انتقال پیام های عصبی به سوی عضلات اسکلتی (به استثنای عضله دیافراگم و عضلات چشم) را متوقف می سازد، تا شما رویاهای خود را برون ریزی نکنید (یعنی مثلا وقتی در  می بیند می دوید، از رختخواب بلند نشوید و شروع به دویدن نکنید).
هنگامی که شما قصد دارید از خواب بیدار شوید، مغز مجدداً کنترل عضلات را
به دست می گیرد. اما گاهی اوقات، قبل از اینکه مغز کنترل عضلات اسکلتی
را به دست گیرد و عضلات از حالت فلج بودن خارج گردند، شما هوشیاری خود
را باز می یابید که نتیجه ی آن احساس ترس آور فلج بودن بدنتان خواهد بود.
نقطه ی مقابل این عارضه زمانی است که برخی افراد هنگام دیدن رویا، دست ها و پاهای خود را تکان می دهند و یا در موارد شدید تر دچار خوابگردی(راه رفتن در حین خواب) می شوند.
چه چیزهایی احتمال تکرار فلج خواب را افزایش می دهند:
1) کسانی که به طور طاق باز و به پشت می خوابند، بیشتر به فلج خواب دچار می شوند.
2) برنامه ی خواب نامنظم و محرومیت از خواب
3) افزایش استرس و اضطراب
4) تغییرات ناگهانی در سبک و یا محیط زندگی
5) مصرف قرص های خواب آور و آنتی هیستامین ها
چگونه هنگام احساس فلج شدن بدن، خود را از این وضعیت هراس آور خلاصی بخشید:
1) سعی کنید انگشتان دست یا پای خود را تکان دهید.
2) چشمان خود را به شدت تکان دهید و به دنبال آن پلک ها و سر خود را.
3) سعی کنید وضعیت خروج از بدن را در خودتان القا کنید.
درمان فلج خواب:
فلج خواب یک اختلال خواب بی خطر است. تنها با رعایت اصول بهداخواب، خودداری از طاق باز خوابیدن و کاهش استرس ها و ترس ها می توان تکرار آن را به حداقل رساند.
افرادی که هفته ای یک بار به فلج خواب دچار می شوند، لازم است تحت درمان دارویی مصرف ضد افسردگی ها قرار بگیرند.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

بررسی دلایل و روش‌های درمان بی‌خوابی!

یکشنبه 15 آذر 1388 09:24 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: مقاله ،
چشم‌های گریزان از خواب
هوا كه تاریك می‌شود، دوباره ترس از نخوابیدن آزارش می‌دهد، یك ماهی می‌شود كه به محض رفتن در رختخواب، خواب از چشم‌هایش می‌رود و تا ساعت‌ها برنمی‌گردد.


وقتی حتی‌ آخرین لامپ خانه همسایه‌ها خاموش می‌شود، او هنوز بیدار است و مرتب از این دنده به آن دنده می‌شود. حتی كتاب خواندن هم اثرش را از دست داده و دیگر پلك‌هایش را سنگین نمی‌كند.

خیلی‌ها برایش توصیه‌هایی كرده‌اند از تمرینات ورزشی پیش از خواب گرفته تا خوردن دم‌كرده گیاهان مختلف اما هیچ كدام ثمری ندارد. حالا او مانده است با شب‌هایی كه با نخوابیدن سپری می‌شود و روزهایی كه از شدت خواب‌آلودگی توان انجام هیچ كاری را ندارد.

گاهی اوقات بدون آن كه بدانیم عواملی دست به دست هم می‌دهند و شرایطی را ایجاد می‌كنند كه كم‌كم خواب شبانه‌مان كمتر و كمتر می‌شود و وضع تا جایی پیش می‌رود كه حتی شب‌هایی به خاطرمان می‌آید كه تا دمیدن آفتاب چشم به اطراف دوخته‌ایم.

شاید برای آنهایی كه تا صبح راحت می‌خوابند، بی‌خوابی یك بیماری به حساب نیاید، ولی بی‌خواب شدن آن هم درست در زمانی كه بزرگ‌ترین آرزویت بسته شدن چشم‌هاست، از آن دست مشكلاتی است كه اگر درمان نشود، به اندازه یك بیماری لاعلاج، آزاردهنده می‌شود.

در واقع اهمیت خواب به اندازه‌ای است كه می‌تواند روی زندگی روزانه افراد اثرگذار باشد؛ به طوری كه پژوهش‌ها نشان می‌دهد كه خواب كم یا اختلالات خواب روی فكر، قدرت تمركز، توانایی فرد و حتی كیفیت كار روزانه فرد تاثیر می‌گذارد.

این مساله به این علت است كه در حین خواب، سلول‌های بدن و مغز هر دو ترمیم می‌شوند و این بازسازی موجب می‌شود تا روز بعد سرحال و هشیار از خواب بیدار شویم، در حالی كه بی‌خوابی این تعادل را برهم می‌زند.

این در حالی است كه بررسی‌ها ثابت كرده كمبود خواب موجب افزایش میزان قند خون و در نتیجه افزایش فشار و افسردگی می‌شود.

افزون بر این بی‌خوابی فرد را در معرض خطر ابتلا به دیابت و آسیب‌دیدگی مغز قرار می‌دهد، ضمن آن كه موجب ایجاد تغییراتی در میزان هورمون تیروئید و هورمون‌های استرس می‌شود كه این تغییرات روی حافظه، سیستم دفاعی بدن، قلب و متابولیسم نیز اثر می‌گذارد.

دكتر پرویز مظاهری، روانپزشك در گفتگو با «جام‌جم»، ضمن تایید این موارد در تعریف بی‌خوابی می‌گوید:
اگر فردی در طول روز و در هنگام خواب، به خواب رفتنش بیش از نیم ساعت طول بكشد و این وضع بیش از 3 روز در هفته و بیش از 2 هفته در ماه تكرار شود، فردی است كه به بیماری بی‌خوابی مبتلا شده است. در واقع ما انتظار داریم كه افراد از وقتی سرشان را روی بالش می‌گذارند به خواب رفتنشان تا یك ربع اتفاق بیفتد ولی در برخی افراد این زمان به یك تا دو ساعت می‌رسد؛ اما اهمیتی نمی‌دهند و آن را وضعیتی طبیعی تلقی می‌كنند.
دبیر انجمن روانپزشكان ایران این باور عمومی را كه اگر كسی ظهر بخوابد در خواب شبش اثر می‌گذارد، درست می‌داند و می‌گوید:
مغز انسان البته در افراد بالغ چیزی حدود 6 تا 8 ساعت در شبانه‌روز نیاز به استراحت دارد پس اگر فردی این نیاز را در ساعت دیگر روز جبران كند نیاز مغزش به استراحت كمتر می‌شود به همین جهت توصیه ما این است كه افراد قسمت اعظم استراحت خود را برای شب بگذارند.
وی بی‌خوابی را بیماری‌ای معرفی می‌كند كه عوارض زیادی به دنبال می‌آورد و در توضیح این عوارض می‌گوید: فردی كه بی‌خواب می‌شود تحریك‌پذیر و در نتیجه عصبی می‌شود پس چنین فردی زیاد دچار اضطراب می‌شود ضمن آن كه وقتی همه خوابند و یك فرد به تنهایی بیدار است بسیاری از افكار نگران‌كننده به ذهنش هجوم می‌آورد. این در حالی است كه افراد بی‌خواب صبح‌ها با احساس خستگی بیدار و معمولا به سردرد دچار می‌شوند.

عوارض
به گفته این روانپزشك بیماری‌های گوارشی و اختلالات اسكلتی از جمله دردهای پراكنده در بدن نیز از جمله عوارض جسمی بی‌خوابی هستند. مظاهری در ادامه با بیان این كه در انسان یك «ساعت بدن» وجود دارد كه مشخص می‌كند فرد باید در طول روز كار كند و در شب بخوابد می‌افزاید: اگر نظم ساعت بدن به هم بریزد فرد دچار اشكال می‌شود برای همین كسانی كه روز می‌خوابند و شب كار می‌كنند این شیوه زندگی‌شان آنها را در درازمدت دچار مشكل می‌كند.
وی در ادامه به علت بروز بی‌خوابی اشاره می‌كند و توضیح می‌دهد: فرد بی‌خواب از نظر مغزی دچار یكسری اشكالات می‌شود كه این امر باعث فعال شدن مغز می‌شود. یعنی آن بخش از مغز كه مربوط به خواب است دچار اشكال می‌شود به طوری كه فرد احساس خستگی می‌كند ولی خوابش نمی‌برد كه این مساله می‌تواند ناشی از اضطراب یا اشتغالات ذهنی فرد باشد.

درمان
این روانپزشك در بخش دیگری از گفته‌هایش به تشریح روش‌هایی برای راحت به خواب رفتن می‌پردازد و می‌گوید: باید سعی كنیم تا جای ممكن روزها نخوابیم و شب‌ها استراحت كنیم. ضمن آن كه گوش دادن به موسیقی ملایم پیش از خواب، دوش گرفتن، استقرار در محیط خواب آرام، استفاده از بالش نرم و پرهیز از خوردن مواد محركی چون چای و قوه می‌تواند در داشتن خوابی آرام موثر باشد. او البته معتقد است كه اگر با این روش‌ها فرد هنوز به بی‌خوابی دچار بود باید به روانپزشك مراجعه كند چرا كه بی‌خوابی از علائم اصلی افسردگی است.
مظاهری در همین ارتباط توضیح می‌دهد: بدترین شیوه در درمان بی‌خوابی خوددرمانی است، یعنی فرد به صورت خودسرانه از داروهای خواب‌آور استفاده كند و با این كار تنها علامت‌های یك بیماری را درمان كند، در حالی كه افراد بی‌خواب با جدی گرفتن مشكل خود باید به روانپزشك مراجعه كرده و برحسب علت بروز بی‌خوابی به درمان بیماری خود مبادرت كنند.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

اسمس ویژه عید غدیر

یکشنبه 15 آذر 1388 09:22 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: مقاله ،

عید کمال دین، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان
وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد


==============================


خورشید چراغکی ز رخسار علیست
مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست
هرکس که فرستد به محمد صلوات
همسایه دیوار به دیوار علیست


==============================

نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد
=============================


خدایا به حق شاه مردان
مرا محتاج نامردان مگردان
فرا رسیدن عید غدیرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک



==============================


علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟



===============================


رسولی كز غدیر خم ننوشد ، ردای سبز بعثت را نپوشد
عید غدیر خم مبارك



==============================


گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی
گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت
گفتمش چون حـك نمودم روی قلبم یا علی...

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عید غدیر

شنبه 14 آذر 1388 07:01 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: مقاله ،

اهمیت حجه الوداع
هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم و خروج آن حضرت از مکه معظمه نقطه عطفی در تاریخ اسلام به شمار می آید و بعد از این هجرت، حضرت سه بار به مکه سفر کرده اند.
بار اول در سال هشتم پس از صلح حدیبیه به عنوان عمره وارد مکه شدند و طبق قراردادی که با مشرکین بسته بودند فوراً بازگشتند.
بار دوم در سال نهم به عنوان فتح مکه وارد این شهر شدند، و پس از پایان برنامه ها و برچیدن بساط کفر و شرک و بت پرستی به طائف رفتند و هنگام بازگشت به مکه آمده و عمره بجا آوردند و سپس به مدینه بازگشتند.
سومین و آخرین بار بعد از هجرت که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم وارد مکه شدند در سال دهم هجری بعنوان حجه الوداع بود که حضرت برای اولین بار به طور رسمی اعلان حج دادند تا همه مردم در حد امکان حاضر شوند.
در این سفر دو مقصد اساسی در نظر بود، و آن عبارت بود از دو حکم مهم از قوانین اسلام که هنوز برای مردم به طور کامل و رسمی تبیین نشده بود: یکی حج، و دیگری مسئله خلافت و ولایت و جانشینی بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم.

 

 

آغاز سفر حج
پس از اعلان عمومی، مهاجرین و انصار و قبایل اطراف مدینه و مکه و حتی بلاد یمن و غیر آن بسوی مکه سرازیر شدند تا جزئیات احکام حج را شخصاً از پیامبرشان بیاموزند و در اولین سفر رسمی حضرت، به عنوان حج شرکت داشته باشند. اضافه بر آنکه حضرت اشاراتی فرموده بودند که امسال سال آخر عمر من است و این می توانست باعث شرکت همه جانبه مردم باشد.
جمعیتی حدود یکصد و بیست هزار نفر (گاهی بیشتر از آن را هم نقل کرده اند) در مراسم حج شرکت کردند که فقط هفتاد هزار نفر آنان از مدینه به همراه حضرت حرکت کرده بودند، بطوریکه لبیک گویان از مدینه تا مکه متصل بودند.
حضرت چند روز به ماه ذی الحجه مانده از مدینه خارج شدند و بعد از ده روز طی مسافت در روز سه شنبه پنجم ذی الحجه وارد مکه شدند.
امیرالمومنین علیه السلام هم که قبلاً از طرف حضرت به یمن و نجران برای دعوت به اسلام و جمع آوری خمس و زکات و جزیه رفته بودند به همراه عده ای در حدود دوازده هزار نفر از اهل یمن برای ایام حج به مکه رسیدند.
با رسیدن ایام حج در روز نهم ذی الحجه حضرت به موقف عرفات رفتند و بعد از آن اعمال حج را یکی پس از دیگری انجام دادند، و در هر مورد واجبات و مستحبات آن را برای مردم بیان فرمودند.

 

خطابه اول در منی
در عرفات دستور الهی نازل شد که علم و ودایع انبیاء علیهم السلام را به علی بن ابی طالب علیه السلام منتقل کند و او را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی کند.
در منی پیامبر صلی اله علیه و اله و سلم اولین خطابه خود را ایراد فرمودند که در واقع یک زمینه سازی برای خطبه غدیر بود. در این خطبه ابتدا اشاره به امنیت اجتماعی مسلمین از نظر جان و مال و آبروی مردم نمودند، و سپس خونهای بناحق ریخته شده و اموال بناحق گرفته شده در جاهلیت را رسماً مورد عفو قرار دادند تا کینه توزیها از میان برداشته شود و جوّ اجتماع برای تامین امنیت آماده شود. سپس مردم را برحذر داشتند که مبادا بعد از او اختلاف کنند و بر روی یکدیگر شمشیر بکشند.
در اینجا تصریح فرمودند که:
اگر من نباشم علی بن ابی طالب در مقابل متخلفین خواهد ایستاد.
سپس حدیث ثقلین بر لسان مبارک حضرت جاری شد و فرمودند:
من دو چیز گرانبها در میان شما باقی می گذارم که اگر به این دو تمسک کنید هرگز گمراه نمی شوید: کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم.
اشاره ای هم داشتند به اینکه عده ای از همین اصحاب من روز قیامت به جهنم برده می شوند.
نکته جالب توجه اینکه در این خطابه، امیرالمومنین علیه السلام سخنان حضرت را برای مردم تکرار می کردند تا آنان که دورتر بودند بشنوند.

 

خطابه دوم در مسجد خیف در منی
در روز سوم از توقف در منی، بار دیگر حضرت فرمان دادند تا مردم در مسجد خیف اجتماع کنند. در آنجا نیز خطابه ای ایراد فرمودند که ضمن آن صریحاً از مردم خواستند که گفته های ایشان را خوب به خاطر بسپارند و به غائبان برسانند.
در این خطبه به اخلاص عمل و دلسوزی برای امام مسلمین و تفرقه نینداختن سفارش فرمودند و تساوی همه مسلمانان در برابر حقوق و قوانین الهی را اعلام کردند. بعد از آن بار دیگر متعرض مسئله خلافت شدند و حدیث ثقلین بر لسان حضرت جاری شد، و بار دیگر برای غدیر زمینه را آماده کردند.
در این مقطع، منافقین کاملاً احساس خطر کردند و قضیه را جدی گرفتند و برنامه های خود را آغاز کردند و پیمان نامه نوشتند و هم قسم شدند.
 

لقب امیرالمؤمنین
در مکه جبرئیل، لقب امیرالمؤمنین را به عنوان اختصاص آن به علی بن ابی طالب علیه السلام از جانب الهی آورد، اگر چه این لقب قبلاً نیز برای آن حضرت تعیین شده بود.
پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم هم دستور دادند تا یک یک اصحابش نزد علی علیه السلام بروند و به عنوان امیرالمؤمنین بر او سلام کنند و السلام علیک یا امیرالمؤمنین بگویند، و بدینوسیله در زمان حیات خود، از آنان اقرار بر امیر بودن علی علیه السلام گرفت.
در اینجا ابوبکر و عمر به عنوان اعتراض به پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم گفتند: آیا این حقی از طرف خدا و رسولش است؟ حضرت غضبناک شده فرمودند: حقی از طرف خدا و رسولش است، خداوند این دستور را به من داده است.

اعلان رسمی برای حضور در غدیر
با اینکه انتظار می رفت پیامبر خدا در اولین و آخرین سفر حج خود مدتی در مکه بمانند، ولی بلافاصله پس از اتمام حج حضرت به منادی خود بلال دستور دادند تا به مردم اعلان کند: فردا کسی جز معلولان نباید باقی بماند، و همه باید حرکت کنند تا در وقت معین در غدیر خم حاضر باشند.
غدیر کمی قبل از جحفه که محل افتراق اهل مدینه و اهل مصر و اهل عراق و اهل نجد بود به امر خاص الهی انتخاب شد. در این مکان، آبگیر و درختان کهنسالی وجود داشت. هم اکنون نیز، غدیر محل شناخته شده ای در دویست و بیست کیلومتری مکه و به فاصله دو میل قبل از جحفه به طرف مکه قرار دارد، و مسجد غدیر و محل نصب امیرالمؤمنین علیه السلام محل عبادت و زیارت زائران است.
برای مردم بسیار جالب توجه بود که پیامبرشان - بعد از ده سال دوری از مکه – بدون آنکه مدتی اقامت کنند تا مسلمانان به دیدارشان بیایند و مسایل خود را مطرح کنند، بعد از اتمام مراسم حج فوراً از مکه خارج شدند و مردم را نیز به خروج از مکه و حضور در غدیر امر نمودند.
صبح آن روز که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم از مکه حرکت کردند، سیل جمعیت که بیش از صد و بیست هزار نفر (و به قولی صد و چهل هزار، و به قول دیگر صد و هشتاد هزار نفر) تخمین زده می شدند به همراه حضرت حرکت کردند. حتی عده ای حدود دوازده هزار نفر از اهل یمن که مسیرشان به سمت شمال نبود همراه حضرت تا غدیر آمدند.

اجتماع خطابه و جزئیات خطبه
همینکه به منطقه کراع الغمیم - که غدیرخم در آن واقع شده – رسیدند، حضرت مسیر حرکت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدیر تغییر دادند و فرمودند:
أَیُّهَا النَّاسُ أَجِیبُوا دَاعِیَ اللَّهِ أَنَا رَسُولُ اللَّه ؛ ای مردم، دعوت کننده خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم.
و این کنایه از آن بود که هنگام ابلاغ پیام مهمی فرا رسیده است.
سپس فرمان دادند تا منادی ندا کند: «همه مردم متوقف شوند و آنانکه پیش رفته اند بازگردند و آنانکه پشت سر هستند توقف کنند» تا آهسته آهسته همه جمعیت در محل از پیش تعیین شده جمع گردند. و نیز دستور دادند: کسی زیر درختان کهنسالی که در آنجا بود نرود و آن موضع خالی بماند.
پس از این دستور همه مرکبها متوقف شدند، و کسانی که پیشتر رفته بودند بازگشتند و همه مردم در منطقه غدیر پیاده شدند و هر یک برای خود جایی پیدا کردند، و کم کم آرام گرفتند.
شدت گرما در اثر حرارت آفتاب و داغی زمین سوزنده و به حدی ناراحت کننده بود که مردم و حتی خود حضرت گوشه ای از لباس خود را به سرانداخته و گوشه ای از آن را زیرپای خود قرار داده بودند، و عده ای از شدت گرما عبای خود را به پایشان پیچیده بودند.
از سوی دیگر، پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم سلمان و ابوذر و مقداد را فراخواندند و به آنان دستور دادند تا به محل درختان کهنسال بروند و آنجا را آماده کنند. آنها خارهای زیر درختان را کندند و سنگهای ناهموار را جمع کردند و زیر درختان را جارو کردند و آب پاشیدند. در فاصله بین دو درخت روی شاخه ها پارچه ای انداختند تا سایبانی از آفتاب باشد، و آن محل برای برنامه سه روزه ای که حضرت در نظر داشتند کاملاً مساعد شود.
سپس در زیر سایبان، سنگها را روی هم چیدند و از رواندازهای شتران و سایر مرکبها هم کمک گرفتند و منبری به بلندی قامت حضرت ساختند و روی آن پارچه ای انداختند، و آنرا طوری بر پا کردند که نسبت به دو طرف جمعیت در وسط قرار بگیرد و پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم هنگام سخنرانی مشرف بر مردم باشد تا صدای حضرت به همه برسد و همه او را ببینند.
البته ربیعه بن امیه بن خلف کلام حضرت را برای مردم تکرار می کرد تا افرادی که دورتر قرار داشتند مطالب را بهتر بشنوند.

پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السّلام بر فراز منبر
انتظار مردم به پایان رسید. ابتدا منادی حضرت ندای نماز جماعت داد، و سپس نماز ظهر را به جماعت خواندند.
بعد از آن مردم ناظر بودند که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم بر فراز آن منبر ایستادند و امیرالمؤمنین علیه السلام را فراخواندند و به ایشان دستور دادند بالای منبر بیایند و در سمت راستشان بایستند. قبل از شروع خطبه، امیرالمومنین علیه السلام یک پله پایین تر بر فراز منبر در طرف راست حضرت ایستاده بودند.
سپس آن حضرت نگاهی به راست و چپ جمعت نمودند و منتظر شدند تا مردم کاملاً جمع شوند. پس از آماده شدن مردم، پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم سخنرانی تاریخی و آخرین خطابه رسمی خود را برای جهانیان آغاز کردند.

دو اقدام عملی بر فراز منبر
در اثناء خطبه، پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دو اقدام عملی بر فراز منبر انجام دادند که بسیار جالب توجه بود:
 

1- علی بن ابی طالب علیه السلام بر فراز دست پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم
پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم پس از مقدمه چینی و ذکر مقام خلافت و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، برای آنکه تا آخر روزگار راه هرگونه شک و شبهه بسته باشد و هر تلاشی در این راه در نطفه خنثی شود، ابتدا مطلب را به طور لسانی اشاره کردند، و سپس به صورت عملی برای مردم بیان کردند. بدین ترتیب که ابتدا فرمودند:
باطن قرآن و تفسیر آنرا برای شما بیان نمی کند مگر این کسی که من دست او را می گیرم و او را بلند می کنم و بازویش را گرفته او را بالا می برم.
بعد از آن، حضرت گفته خود را عملی کردند، و بازوی علی بن ابی طالب علیه السلام را گرفتند. در این هنگام امیرالمؤمنین علیه السلام دست خود را به سمت صورت حضرت باز کردند تا آنکه دستهای هر دویشان به سوی آسمان قرار گرفت. سپس پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم امیرالمومنین علیه السلام را از جا بلند کردند تا حدی که پاهای آن حضرت محاذی زانوهای پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم قرار گرفت و مردم سفیدی زیر بغل آن دو را دیدند، که تا آن روز دیده نشده بود. در این حال فرمودند:
هر کس من مولی و صاحب اختیار اویم این علی مولی و صاحب اختیار اوست.

2- بیعت با قلبها و زبانها
اقدام دیگر حضرت آن بود که چون بیعت گرفتن از فرد فرد آن جمعیت انبوه، ار طرفی غیر ممکن بود و از سوی دیگر امکان داشت افراد به بهانه های مختلف از بیعت شانه خالی کنند و حضور نیابند، و در نتیجه نتوان التزام عملی و گواهی قانونی از آنان گرفت، لذا حضرت در اواخر سخنانشان فرمودند: ای مردم، چون با یک کف دست و با این وقت کم و با این سیل جمعیت، امکان بیعت برای همه وجود ندارد، پس شما همگی این سخنی را که من می گویم تکرار کنید و بگویید:
ما فرمان تو را که از جانب خداوند درباره علی بن ابی طالب و امامان از فرزندانش به ما رساندی اطاعت می کنیم و به آن راضی هستیم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر این مدعا بیعت می کنیم ... عهد و پیمان در این باره برای ایشان از ما، از قلبها و جانها و زبانها و ضمایر و دستمان گرفته شد. هر کس به دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار کرده است.
پیداست که حضرت، عین کلامی را که می بایست مردم تکرار کنند به آنان القا فرمودند و عبارات آن را مشخص کردند تا هر کس به شکل خاصی برای خود اقرار نکند، بلکه همه به آنچه حضرت از آنان می خواهد التزام دهند و بر سر آن بیعت نمایند.
وقتی کلام پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم پایان یافت همه مردم سخن او را تکرار کردند و بدینوسیله بیعت عمومی گرفته شد.

بیعت مردان
پس از پایان خطبه، مردم به سوی پیامبر و امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما و آلهما هجوم آورند، و با ایشان به عنوان بیعت دست می دادند، و هم به پیامبر و هم به امیرالمؤمنین علیهما السلام تبریک و تهنیت می گفتند، و پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم هم می فرمودند: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنَا عَلَى جَمِیعِ الْعَالَمِین‏.
عبارت تاریخ چنین است: پس از اتمام خطبه، صدای مردم بلند شد که: آری، شنیدیم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت می کنیم. بعد به سوی پیامبر و امیرالمومنین صلوات الله علیهما و آلهما ازدحام کردند و برای بیعت سبقت می گرفتند و با ایشان دست بیعت می دادند.
برای آنکه رسمیت مسئله محکم تر شود، وآن جمعیت انبوه بتوانند مراسم بیعت را به طور منظم و برنامه ریزی شده ای انجام دهند، پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دستور دادند تا دو خیمه برپا شود. یکی را مخصوص خودشان قرار دادند تا در آن جلوس نمایند، و امر کردند تا مردم جمع شوند.
پس از آن مردم دسته دسته در خیمه پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم حضور می یافتند و با آن حضرت بیعت نموده و به او تبریک و تهنیت می گفتند. سپس در خیمه مخصوص امیرالمومنین علیه السلام حاضر می شدند و به عنوان امام و خلیفه بعد از پیامبرشان با او بیعت می کردند و به عنوان امیرالمومنین بر او سلام می کردند، و این مقام والا را به آن حضرت تبریک و تهنیت می گفتند.
نکته قابل توجهی که در هیچیک از پیروزی های پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم – چه در جنگها و چه سایر مناسبتها و حتی فتح مکه – سراغ نداریم، این است که حضرت در روز غدیر مکرر می فرمود:
به من تبریک بگویید، به من تهنیت بگویید، زیرا خداوند مرا به نبوت و اهل بیتم را به امامت اختصاص داده است .
و این نشانه فتح بزرگ و در هم شکستن کامل سنگرهای کفر و نفاق است.
برنامه بیعت و تهنیت تا سه روز ادامه داشت، و این مدت را حضرت در غدیر اقامت داشتند.
بسیار بجاست که در این مقطع به قطعه جالبی از تاریخ این بیعت اشاره کنیم:
اولین کسانی که در غدیر با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت نمودند و خود را از دیگران جلو انداختند همانهایی بودند که زودتر از همه آنرا شکستند و پیش از همه پیمان خود را زیر پا گذاشتند. آنان عبارت بودند از: ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه و زبیر، که بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم یکی پس از دیگری رو در روی امیرالمؤمنین علیه السلام ایستادند.
جالبتر اینکه عمر بعد از بیعت این کلمات را بر زبان می راند:
افتخار برایت باد، گوارایت باد ای پسر ابی طالب، خوشا به حالت ای ابا الحسن، اکنون تو مولای من و مولای هر مرد و زن مومنی شده ای!
نکته دیگری که بار دیگر چهره دو رویان را روشن ساخت این بود که پس از امر پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم همه مردم بدون چون و چرا با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت می کردند، ولی ابوبکر و عمر با آنکه پیش از همه خود را برای بیعت به میان انداخته بودند قبل از بیعت به صورت اعتراض گفتند: آیا این امر از طرف خداوند است یا از طرف رسولش (یعنی: از جانب خود می گویی)؟ حضرت فرمودند: از طرف خدا و رسولش است، و نیز فرمودند: آری حق است از طرف خدا و رسولش که علی امیرالمؤمنین است.

بیعت زنان
پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دستور دادند تا ظرف آبی آوردند، و پرده ای زدند که نیمی از ظرف آب در یک سوی پرده و نیم دیگر آن در سوی دیگر قرار بگیرد، تا زنان با قرار دادن دست خود در یک سوی آب، و قرار دادن امیرالمومنین علیه السلام دستشان را در سوی دیگر با حضرت بیعت کنند؛ به این صورت بیعت زنان هم انجام گرفت.
همچنین دستور دادند تا زنان هم به حضرتش تبریک و تهنیت بگویند، و این دستور را درباره همسران خویش مؤکد داشتند.
یادآور می شود که بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا علیها السلام از حاضرین در غدیر بودند. همچنین کلیه همسران پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم در آن مراسم حضور داشتند.

عمامه سحاب
پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم در این مراسم عمامه خود را که سحاب نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمومنین علیه السلام قرار دادند و انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت آویزان نمودند و فرمودند: عمامه تاج عرب است.
خود امیرالمومنین در این باره چنین فرموده اند:
پیامبر در روز غدیرخم عمامه ای بر سرم بستند و یک طرفش را بر دوشم آویختند و فرمودند: خداوند در روز بدر و حنین، مرا بوسیله ملائکه ای که چنین عمامه ای به سر داشتند یاری نمود.

 

شعر غدیر
بخش دیگری از مراسم پر شور غدیر، درخواست حسان بن ثابت بود. او به حضرت عرض کرد: یا رسول الله، اجازه می فرمایید شعری را که درباره علی بن ابی طالب (به مناسبت این واقعه عظیم) سروده ام بخوانم؟
حضرت فرمودند: بخوان ببرکت خداوند.
حسان گفت:
ای بزرگان قریش، سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر گوش کنید.
و سپس اشعاری را که در همانجا سروده بود خواند که به عنوان یک سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند. ذیلاً متن عربی شعر حسان و سپس ترجمه آنرا معنی آوریم:

أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِیَّ مُحَمَّداً
لَدَى دَوْحِ خُمٍّ حِینَ قَامَ مُنَادِیاً

وَ قَدْ جَاءَهُ جِبْرِیلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ
بِأَنَّکَ مَعْصُومٌ فَلَا تَکُ وَانِیاً

وَ بَلِّغْهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ
وَ إِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حَاذَرْتَ بَاغِیاً

عَلَیْکَ فَمَا بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلَهِهِمْ
رِسَالَتَهُ إِنْ کُنْتَ تَخْشَى الْأَعَادِیَا

فَقَامَ بِهِ إِذْ ذَاکَ رَافِعُ کَفِّهِ
بِیُمْنَى یَدَیْهِ مُعْلِنَ الصَّوْتِ عَالِیاً

فَقَالَ لَهُمْ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ مِنْکُمْ
وَ کَانَ لِقَوْلِی حَافِظاً لَیْسَ نَاسِیاً

فَمَوْلَاهُ مِنْ بَعْدِی عَلِیٌّ وَ إِنَّنِی
بِهِ لَکُمْ دُونَ الْبَرِیَّةِ رَاضِیاً

فَیَا رَبِّ مَنْ وَالَى عَلِیّاً فَوَالِهِ
وَ کُنْ لِلَّذِی عَادَى عَلِیّاً مُعَادِیاً

وَ یَا رَبِّ فَانْصُرْ نَاصِرِیهِ لِنَصْرِهِمْ
إِمَامَ الْهُدَى کَالْبَدْرِ یَجْلُو الدَّیَاجِیَا

وَ یَا رَبِّ فَاخْذُلْ خَاذِلِیهِ وَ کُنْ لَهُمْ
إِذَا وُقِفُوا یَوْمَ الْحِسَابِ مُکَافِیَا

آیا نمی دانید که محمد پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم کنار درختان غدیرخم با حالت ندا ایستاد، و این در حالی بود که جبرئیل از طرف خداوند پیام آورده بود که در این امر سستی مکن که تو محفوظ خواهی بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرسانی و از ظالمان بترسی و از دشمنان حذر کنی رسالت پروردگارشان را نرسانده ای.
در اینجا بود که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دست علی علیه السلام را با دست راست بلند کرد و با صدای بلند فرمود: هر کس از شما که من مولای او هستم و سخن مرا بیاد می سپارد و فراموش نمی کند، مولای او بعد از من علی است، و من فقط به او – نه به دیگری – به عنوان جانشین خود برای شما راضی هستم. پروردگارا هر کس علی را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر کس با علی دشمنی کند او را دشمن بدار. پروردگارا یاری کنندگان او را یاری فرما بخاطر نصرتشان امام هدایت کننده ای را که در تاریکیها مانند ماه شب چهارده روشنی می بخشد. پروردگارا خوار کنندگان او را خوار کن و روز قیامت که برای حساب می ایستند خودت جزا بده.
 

 

ظهور جبرئیل در غدیر
مسئله دیگری که پس از خطبه پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم پیش آمد و بار دیگر حجت را بر همگان تمام کرد، این بود که مردی زیبا صورت و خوشبوی را دیدند که در کنار مردم ایستاده بود و می گفت:
بخدا قسم، روزی مانند امروز هرگز ندیدم. چقدر کار پسر عمویش را مؤکد نمود، و برای او پیمانی بست که جز کافر به خداوند و رسولش آنرا برهم نمی زند. وای بر کسی که پیمان او را بشکند.
در اینجا عمر نزد پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم آمد و گفت: شنیدی این مرد چه گفت؟! حضرت فرمودند: آیا او را شناختی؟ گفت: نه. حضرت فرمودند:
او روح الامین جبرئیل بود. تو مواظب باش این پیمان را نشکنی، که اگر چنین کنی خدا و رسول و ملائکه و مومنان از تو بیزار خواهند بود!
 

معجزه غدیر، امضای الهی
واقعه عجیبی که به عنوان یک معجزه، امضای الهی را بر خط پایان غدیر ثبت کرد جریان حارث فهری بود. در آخرین ساعات از روز سوم، او به همراه دوازده نفر از اصحابش نزد پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم آمد و گفت:
ای محمد! سه سوال از تو دارم: آیا شهادت به یگانگی خداوند و پیامبری خودت را از جانب پروردگارت آورده ای یا از پیش خود گفتی؟ آیا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده ای یا از پیش خود گفتی؟ آیا این علی بن ابی طالب که گفتی ٍّ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاه‏ ... از جانب پروردگار گفتی یا از پیش خود گفتی؟
حضرت در جواب هر سه سوال فرمودند:
خداوند به من وحی کرده است و واسطه بین من و خدا جبرئیل است و من اعلان کننده پیام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبری را اعلان نمی کنم.
حارث گفت:
خدایا اگر آنچه محمد می گوید حق و از جانب توست سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکی بر ما بفرست.
و در روایت دیگر چنین است:
خدایا، اگر محمد در آنچه می گوید صادق و راستگو است شعله ای از آتش بر ما بفرست.
همینکه سخن حارث تمام شد و براه افتاد خداوند سنگی را از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد شد و از دُبُرش خارج گردید و همانجا او را هلاک کرد. در روایت دیگر: ابر غلیظی ظاهر شد و رعد و برقی بوجود آمد و صاعقه ای رخ داد و آتشی فرود آمد و همه دوازده نفر را سوزانید.
بعد از این جریان، آیه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِع (1) ‏ لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ (2) ... نازل شد. پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم به اصحابشان فرمودند: آیا دیدید و شنیدید؟ گفتند: آری.
و با این معجزه، بر همگان مسلم شد که غدیر از منبع وحی سرچشمه گرفته و یک فرمان الهی است.
 

پایان مراسم غدیر
بدین ترتیب پس از سه روز، مراسم پایان پذیرفت و آن روزها به عنوان ایام الولایه در ذهنها نقش بست. گروهها و قبائل عرب، هر یک با دنیایی از معارف اسلام، پس از وداع با پیامبرشان و معرفت کامل به جانشین او راهی شهر و دیار خود شدند، و پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم عازم مدینه گردید.
خبر واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و به گوش همگان رسید، و بدینگونه خداوند حجتش را بر مردم تمام کرد.

عیدغدیر برتمام شیعیان مبارک باد




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 9 1 2 3 4 5 6 7 ...