تبلیغات
سرگرمی - مطالب دی 1388
مدرسه ای ها

دیگران را بشناسید!

چهارشنبه 2 دی 1388 05:29 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: مقاله ،

آن‌ها متوجه شدند با نگاه کردن به شخصیت افراد می‌توان به درستی خصوصیات اخلاقی آن‌ها مانند میزان اعتماد به نفس ، برون‌گرایی یا درون گرایی و حتی درستکاری آن‌ها را معین کرد.

شرکت کنندگان در این تحقیق چندین گروه از چند دانشگاه از جمله دانشگاه کمبریج بودند که از آن‌ها خواسته شد با استفاده از تصویر چند نفر سعی کنند شخصیت آن‌ها را حدس بزنند.

در این تحقیقات از افرادی که عکسشان گرفته می‌شد و در اختیار شرکت کنندگان قرار می‌گرفت خواست شد در دو حالت متفاوت اقدام به عکس‌برداری از خود کنند که در یک حالت مطابق با معیارهای خواسته شده محققان بود و در حالت دیگر شخص بر اساس تمایلات خودش در برابر دوربین ژست می‌گرفت .

در نهایت محققان متوجه شدند قضاوت‌هایی که در مورد افراد از روی عکس آن‌ها می‌شود بسیار به شخصیت افراد در عکس شبیه است.

تحقیقات دانشمندان نشان داد زمانی که افرادی از روی دو تصویر سعی در حدس زدن شخصیت یک فرد می‌کنند ، حدسیات آن‌ها دقیق‌تر است و بیش‌تر به واقعیت نزدیک است. محققان متوجه شدند زمانی که فردی بر اساس تمایلات و فاکتورهای مورد نظر خودش در برابر دوربین عکس‌برداری می‌کند بیش‌تر از حالتی که بر اساس معیارهای دانشمندان در برابر دوربین ژست می‌گیرد
شخصیت خود را فاش می‌کند.

به طوری که در تصاویری که به طور طبیعی گرفته شده است ، افراد شرکت کننده در تحقیق بهتر توانستند خصوصیاتی مانند منطقی بودن ، دوست داشتنی بودن ، تنها بودن ، خصوصیات عاطفی و مانند آن را حدس بزنند.
محقق این مطالعه در این باره گفت:همانطور که ما حدس می‌زدیم ، شکل ظاهری افراد می‌تواند شخصیت درونی او را نشان دهد و انسان‌ها می‌توانند در نگاه اول ، بعضی از خصوصیات اخلاقی فرد مقابل را تحلیل کنند.






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ضرب المثل

چهارشنبه 2 دی 1388 05:20 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: ادبی ،

اگر پرگویی می کنم ایرادی ندارد، حرف زدن خود نوعی از سرگرمی است.

نشسته پاک است:

به شوخی، شخصی است که به تمیزی بدن و جامه اش بی اعتناست.

نصیب کسی را کسی نخورد:

همانند: روزی کس را، کس نخورد.

نطقش کور شدن:

براثر گفتگو وجنجال سخن کسی قطع شدن، از ادامه صحبت بازماندن.

نظر زدن :

به چشم بد نگاه کردن، از نظر عوام چشم زخم بودن.

نشادرش تند است:

به شوخی، در کارها شتاب وعجله میکند

نسیه آخر به دعوا رسیه:

همانند: معامله نقدی بوی مشک میدهد.

نزن در کسی را تا نزنند درت را:

همانند: چو بد کردی مباش ایمن ز افات

نشترش بزنی خونش درنمی اید

در نهایت خشم و عصابیت است، سخت آشفته است.

نرم کردن:

شخصی را به منظور خاصی مطیع و رام خود کردن

نرم نرم پوست کندن:

آرام آرام و به ملایمت کار خود را به ضرر دیگری فیصله دادن

 

ضامن بهشت و دوزخش نیستم:

من وظیفه خودم را به خوبی انجام میدهم وکاری به بد و خوب بعدش ندارم.

ضرب شستی به کار بردن:

برای پیشرفت امر خود تدبیری به کار بردن، با هر حیله بر حریف غالب شدن.

ضرب دستش را چشیده است:

برتری حریف خود را می داند و جرئت مقابله با او را ندارد.

ضرر را از هر کجا جلویش را بگیری منفعت است

آدم عاقل همینکه فهمید راهی را به اشتباهی رفته، برمی گردد.

طاق ابرو نمودن:

کاری مخصوص زنان، عشوه گری کردن

طاقت کسی طاق شدن:

بیقرار شدن ، آرام خود از دست دادن.

طبل زیر گلیم زدن:

پنهان داشتن موضوعی که همه می دانند، پنهانکاری کردن

طرف کسی را گرفتن :

پشتیبانی از کسی کردن، از کسی حمایت و طرفداری کردن

طشتش از بام افتاده :

راز نهان کسی آشکار شدن، رسوا شده است

طی نکرده گز کردن:

بدون مطالعه و نسنجیده دست به کاری زدن

طوق لعنت برگردن کسی افتادن:

گرفتار زحمت و دردسر شدن، دچار همسر بد رفتار و بد اخلاق شدن

طناب گدایی کسی را بریدن:

از ادامه کمک به کسی خود را رها ساختن

طمع زیاد مایه جوانمرگی است:

ادم طمع پیشه غالبا جان خود را به خطر می اندازد

 

 

عاشق چشم و ابروی کسی نبودن:

مفت و مجانی برای کسی کار نکردن ، بی جهت برای کسی به آب و آتش نزدن.

عاشقی پیداست از زاری دل :

همانند: رنگ رخساره خبر میدهد از سرضمیر

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد:

به دست آوردن مطلوب خویش کار چندان آسانی نیست.

عاقبت به خیر شدن:

به رستگاری و راه خوشبختی رسیدن

عاقبت جوینده یابنده بود:

باجستجو و تلاش به مقصود خود نایل خواهی شد

عاقبت خشم پشیمانی است.

از آدم خشمگین کارهای سرمی زند که سپس باعث ندامت اوست.

عاقبت گذر پوست به دباغ خانه می افتد:

هر کسی باید روزی حساب اعمال خود را پس بدهد.

عاقل تا پی پل می گشت، دیوانه پا برهنه از آب گذشت :

هر مشکل چاره ای دارد، اگر از راه ملایمت نشدباید جسارت به خرج داد.

عبای ملانصرالدین است:

چند نفر به نوبت آن را می پوشند، همه از آن استفاده میکنند.

عجب کشکی ساییدم

همه چیز بر خلاف انتظار ما از آب درامد

عذر بدتر از گناه :

در توجیه کار بد خود دلیل زشت تری آوردن

عروس تعریفی آخرش شلخته از آب درامد

با آنهمه تعریفش جنس نامرغوبی از آب درآم2


گاو بی شاخ و دم :

آدم تنومند شوریده و احمق، همانند: غول بی شاخ و دم.

گاو پیشانی سفید:

معروف و مشهور نزد همه، همه کس او را می شناسد.

گاو خوش آب و علف:

کسی که از هیچ نوع خوردنی رو گردان نیست، هر چه پیشش ببیند بدون اکراه و با اشتهای تمام می خورد

گدا بازی درآوردن:

مقابل دست و دلبازی ، خست و پستی به خرج دادن

گدا حیا ندارد:

بر اثر تکرار خواهش و تمنا آبرویش ریخته شده و شرم نمی کند.

گذر پوست به دباغخانه می افتد:

هر کسی سرانجام به نتیجه اعمال خود میرسد، بالاخره روزی بهم میرسیم.

گاهی به نعل و گاهی به میخ زدن :

ضمن صبحت و گفتگو کنایه زدن ، همانند : از این شاخ به آن شاخ پریدن

گذشت آنچه گذشت :

افسوس گذشته را نباید خورد ، همانند : تقویم پارسالی به کار نمی خورد.

گذشت بر گشت ندارد:

بخشیده را پس نمی گیرند، بر آنچه بخشیدی چشم طمع نداشته باش.

گربه آمد و آن دنبه را برد:

باید بجنبی و چاره کار خود کنی و گرنه ر نود از تو جلو می افتند.

گربه را دم حجله باید کشت:

از آغاز هر کاری باید محکم کاری کرد.

گر تو بهتر می زنی بستان بزن:

اگر فقط ادعا نمی کنی چرا کنار گود نشسته ای

 

چاله چوله چیزی را پر كردن:

نواقص را برطرف كردن ، قرضها را پرداخت كردن.

چاقو دسته خودش را نمی برد:

هیچ آدم عاقلی به خودش زیان نمی زند، خویشاوند به خودی آزار نمیرساند.

چاردیواری اختیاری:

محترم بودن خانه و زندگی هركس، اختیار زندگی و محدوده خود را داشتن

چار میخه كردن:

پی و پایه چیزی را محكم و استوار كردن ، محكم كاری كردن

چارتكبیر زدن :

ترك كسی را برای همیشه گفتن، یكباره از چیزی چشم پوشیدن

چاه كن همیشه در ته چاه است:

هر بدی و ظلم به دیگران در پایان گریبانگیر خود آدم میشود. همانند: چه مكن بهركسی،اول خودت دوم كسی.

چشم و همچشمی كردن:

رقابت كردن با دیگران ، هم طرازی نمودن با اطرافیان

چشمها چهار تا شدن:

دندش نرم میخواست چنین كاری نكند، از تعجب چشمها را گشاد كردن.

چشم وگوشی كسی باز بودن:

از همه جا آگاه بودن، درجریان امور قرار داشتن، آدم با تجربه و فهمیده




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -