تبلیغات
سرگرمی - مطالب فرهنگی
مدرسه ای ها

فرق بین یک دوست واقعی ویک دوست خوب

دوشنبه 9 آذر 1388 06:16 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: فرهنگی ،
یه دوست معمولی وقتی می آید خونت، مثل مهمون رفتار میکنه

یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز میکنه و از خودش پذیرایی میکنه

یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده.

یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه

یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه

یه دوست واقعی اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره

یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت می آره

یه دوست واقعی زودتر میآد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه

یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی

یه دوست واقعی میپرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟

یه دوست معمولی ازت میخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی

یه دوست واقعی ازت میخواد که مشکلات را حل کنه

یه دوست معمولی وقتی بین تون بحثی میشه دوستی رو تموم شده میدونه

یه دوست واقعی بهت بعد از یه دعواهم زنگ میزنه

یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره.

یه دوست واقعی میخواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عاشقانه

یکشنبه 1 آذر 1388 09:36 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: فرهنگی ،

 

 


وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره.

وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو کهتنها امیدش تویی.

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه.

وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته.

وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه.





 

 

دیدی ای دل كه غمِ عشق دگر باره چه كرد؟

 
چــون بــشـد دلـبـر و بـا یـار وفـادار چـه كـرد؟

 
آه از آن نــرگــس جـادو كه چـه بـازی انگیخت

 
آه از آن مـسـت كـه با مردم هشیار چه كرد؟



                                                                           
بـرقـی از مـنـزل لــیـلــی بـدرخـشـیـد «سـحـر»

                                                                            
آه كـه با خـرمـن مـجـنـونِ دل افــگـار چــه كـرد؟

                                                                           
برقِ عشق، آتش غم در دلِ حافظ زد و سخوت

                                                                            
یــــار دیـــریــنــه بــبــیـنــیـد كـه با یار چـه كـرد؟




 

 

خداوندا سؤالی از تــو دارم

جوابم ده اگر آن را شنــیدی

چرا در قلب انسان های خاكی

نـشانی از وفـاداری ندادی ......








دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عاشقانه

یکشنبه 1 آذر 1388 09:32 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: فرهنگی ،

 

کــاش قــلبــم درد پــنهانـی نداشـت
                                                                                         
چهره ام هرگز پریشانی نداشـت
      
بـرگ هـای آخــر تــقــویــم عــشـــق
                                                                                         
حرفی از یک روز بارانی نداشـت
      
کــاش می شد راه سخت عشق را
                                                                                          
بی خطر پیمود و قربانی نداشت





 

 

دیوارم خراب شد.
تو هم که سوار قطار شدی و رفتی .
کی میخواهد آجر زندگی ام را بچیند ، کی می خواهد مرا سوار قطار هدیه زندگی ام کند تا به او برسم.
قلبم تاریک شده کمکم کن تا سیاه و کبود نشوم بیا نزدیک شو آموخته هایت رو بازگو کن تا شاید مرحمی بشوی بر قلب سوخته و تنهایم.
احساس گناه میکنم در حق تو. حق تو بیشتر بود که قدر هدیه را ندانسته رها کردم.
دست من نبود و گناه من نبود . دست روزگار مرا عذاب می دهد.
بگو بگو ، که این بار هم از قطار جا مانده ای.
صندلی واگن تو باز هم جای خواب کودکی شد ، بگو بگو که من تنها نیستم و با تو بر خواهم گشت با قطار ابدی به سوی بهشت





 

 

بخوام از تو بگذرم، من با یادت چه کنم
تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم

حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو
بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم

تو همونی که واسم، یه روزی زندگی بودی
توی رویاهای من، عشق همیشگی بودی

 

چه طور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو
آخه با چه جراتی به دل بگم نمون، برو

دل دیگه خسته شده، به حرف من گوش نمی ده
چشم به راه تو می مونه، همیشه غرق امیده








دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

فرهنگ وفرهنگ سازی

یکشنبه 1 آذر 1388 09:21 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: فرهنگی ،
عدالت خواهی و تساوی همه افراد در برابر قانون
در فرهنگ سنتی عرب جاهلی، حق و حقوق و قانون، جایگاه مشخصی نداشت تا نیازمند سنجشی به نام عدل باشد. هر آنچه كه رئیس قبیله به عنوان حاكم مطرح می كرد، همان قانون و حق بود و بقیه مجبور به اطاعت و فرمان برداری بودند؛ اما در فرهنگ مذهبی اسلام، قانون الهی مطرح است و از فرد و جامعه، هر كدام حقوقی دارند كه برای اجرای درست قانون و استیفای دقیق حقوق، سنجش عدالت مطرح است و افراد و حاكمان براساس این معیار عادل و یا ظالم خوانده می شوند. در این كه در حكومت امام علی (ع) این فرهنگ بیش از شاخصه های دیگر مورد توجه بوده، جای هیچ شك و شبهه ای نیست و در مباحث مختلف این تحقیق نیز به این معنا اشاره شده است.
3- شایسته سالاری
در فرهنگ سنتی عرب جاهلی، شایستگی ها جایگاهی در عزل و نصب ها نداشت؛ بلكه نژاد و خون و نیز انتصاب به قبیله بود كه در موقعیت های اجتماعی و سیاسی، بیشترین دخالت را داشت. اما در فرهنگ مذهبی اسلام تقوا (11)، جهاد (12) و علم (13) از جمله ارزش هایی است كه برای افراد شایستگی درست می كند و جز مقام انبیا ء و ائمه كه نصب خاص الهی دارد، همه جایگاه های دیگر اجتماعی براساس شایستگی های خاص، قابل تعریف می باشد.
4- مصلحت گرایی
آنچه در فرهنگ جاهلی مطرح بود، برتری یك نژاد و افرادی از یك قبیله و این كه باید تنها منافع ایشان مدنظر باشد. اما در فرهنگ مذهبی كه امام علی (ع) معلم و مروج آن است، مصلحت جامعه جایگاه ویژه ای دارد؛ به طوری كه امام (ع) در مقابل وقایعی كه پس از رحلت پیامبر اكرم (ص) اتفاق افتاد، با این كه امامت و جانشینی از آن حضرت (ع) بود؛ ولی وقتی كه مصلحت چنین ایجاب كرد كه جامعه اسلامی نوپا دچار پراكندگی نشود، از حق فردی خود گذشت و به مصلحت عمومی جامعه اندیشید و نه تنها مخالفتی با آنچه انجام گرفته بود، ابراز نداشت؛ بلكه به شهادت تاریخ، خلفای سه گانه را نیز یاری نمود تا جامعه اسلامی از بحران مصون بماند.
5- مسئولیت فردی و اجتماعی
از شاخصه های فرهنگ جاهلی، این بود كه اشخاص در برابر اجتماع و حتی در قبال اعمال خود هیچ مسئولیتی نداشتند و تنها قبیله، پاسخ گوی اعمال ایشان بود اما در فرهنگ مذهبی اسلام، فرد در برابر اعمال خود مسئولیت دارد؛ لذا امام (ع) در فرمان حكومتی خود به مالك اشتر، هشدار می دهد كه تو و خاندانت و نزدیكانت، همگی موظف هستید كه با مردم با انصاف رفتار كنید: (انصف الناس من نفسك و من خاصه اهلك...) (14)
مسئولیت های اجتماعی را نیز حضرت (ع) در موارد متعدد یادآور شده است كه به ذكر چند مورد اكتفا می كنیم:
حضرت (ع) در نامه 31 خود، به چهار ارزش مهم كه در واقع، مسئولیت های اجتماعی نیز محسوب می شوند، توصیه می فرماید:
الف: امر به معروف و نهی از منكر؛
ب - تحمل سختی ها و مشكلات در راه حق و در مسیر جهاد فی سبیل لله؛
ج - یاری مستمندان (در این فراز، امام (ع) حقیقت انفاق را سرمایه گذاری برای آخرت خود می داند):
د - قرض الحسنه.
6- ملت گرایی
در فرهنگ جاهلی، شاخصه پراكندگی از ویژگی های مهم آن فرهنگ بوده است؛ چون ساختار جامعه، یك ساختار قبیله ای بود. اما با ظهور اسلام و در تحت لوای آن، همه افراد یك جامعه علی رغم داشتن عقاید مختلف، اولاً در برابر قانون مساوی هستند و ثانیاً، از حقوق طبیعی و سیاسی- اجتماعی برخوردار بوده و دولت موظف است كه از حقوق همه افراد ولو غیر مسلمان دفاع كند. از این رو، در فرهنگ مذهبی اسلام، پراكندگی وجود نخواهد داشت و مفهوم ملت و كشور به شكل امروز، تحقق پیدا می كند.
در فرهنگ مذهبی كه حاكم بر حكومت امام علی(ع) بود، حتی اهل كتاب (یهودیان، مسیحیان، زرتشت و...) هم باید احساس امنیت، برابری در برابر قانون و نیز امكان استیفای حقوق خود را داشته باشند؛ لذا حضرت(ع) ضمن سفارش زرتشتیان به حاكم فارس، تأكید می نماید كه باید با ایشان خوش رفتاری شود و نسبت به شكایت دهقانان این منطقه، به والی فارس هشدار می دهد.(15)
همچنین عتاب امام(ع) در جریان حمله به شهر انبار كه اموال مسلمین و غیرمسلمین غارت شده بود و خلخال از پای زن یهودی كشیده بودند،(16) دلالت بر این دارد كه امام(ع) به كل جامعه و ملت به جهت این كه زیر مجموعه نظام اسلامی هستند، توجه خاص دارد.
7- تقواگرایی
از جمله تأكیدات حضرت، ارزش هایی است كه انسان را در زمره متقین و پارسایان قرارمی دهد. روایت شده است كه یكی از یاران پرهیزكار امام(ع) به نام همام بن شریح گفت: ای امیرمؤمنان! پرهیزكاران را برای من، آن چنان وصف كن كه گویا آنان را با چشم می نگرم. امام (ع) در پاسخ او، درنگی كرد و فرمود: (ای همام! تقوای الهی پیشه كن و نیكوكار باش كه خداوند با پرهیزكاران و نیكوكاران است.)(17) اما همام قانع نشد و اصرار ورزید، تا آن كه امام(ع) تصمیم گرفت صفات پرهیزكاران را بیان فرماید. سپس خدا را سپاس و ثنا گفت و بر پیامبرش درود فرستاد و صفات متقین را برشمرد.(18)
8- پاسداری از كرامت انسان
در مسیر حركت امام(ع) به شام در جنگ صفین، عده ای از دهقانان شهر انبار به امام(ع) برخورد كردند، از اسبان و اشتران خود پیاده شدند و پیشاپیش آن حضرت(ع) می دویدند. حضرت(ع) فرمود: چرا چنین می كنید؟ گفتند: این كار در فرهنگ و عادت ما، برای بزرگداشت و احترام فرمان روایان می باشد. حضرت(ع) فرمود:
والله ما ینتفع بهذا امراوكم و انكم لتشقون علی انفسكم فی دنیاكم و تشقون به فی آخرتكم، و ما اخسر المشقه وراها العقاب، ورابح الدعه معها الامان من النار؛(19) به خدا سوگند كه امیران شما از این كار سودی نبردند، و شما در دنیا با آن، خود را به زحمت می افكنید و در آخرت، دچار رنج و زحمت می گردید، و چه زیان بار است رنجی كه عذاب درپی آن باشد، و چه سودمند است آسایشی كه با آن، امان از آتش جهنم باشد.
در مورد مشابهی نیز حضرت(ع) فرمود:
ارجع فان مشی مثلك مع مثلی فتنه للوالی و مذله للمومن؛ (20) برگرد، كه چنین حركتی از چونان تویی (رئیس قبیله) با چون منی (امام و زمامدار)، زمامدار را عامل انحراف خواهد بود و مؤمن را موجب زبونی.
فرهنگ سیاسی حكومت علوی
نهج البلاغه مجموعه ای از كلمات كسی است كه خود را امام، رهبر و هادی جامعه می داند. نهج البلاغه كه نقش اول را در فرهنگ سازی دارد، محتوی فرهنگ عمومی و خصوصی جامعه می باشد. در واقع، نهج البلاغه آینه تمام نمای راه ها و چاه ها، سعادت ها و شقاوت هاست. نهج البلاغه یك كتاب تربیت و تكامل در بعد فردی و اجتماعی برای همه زمان ها و مكان هاست و گویی برای امروز و فردا و فرداها نوشته شده است كه با مرور زمان كهنه نمی شود، بلكه تازه تر می گردد.
نهج البلاغه پس از قرآن، بزرگ ترین منبع شناخت معارف دین، ارزش ها و ضدارزش هاست؛ لذا خود حضرت(ع) می فرماید: (ینحدر عنی السیل ولا یرقی الی الطیر(21)؛ سیل علوم و معرفت، از دمن كوهسار من جاری است و مرغان دور پرواز اندیشه ها به ندای ارزش من نتوانند پرواز كرد.)
ابن ابی الحدید، شارح نهج البلاغه در این باره می گوید: (وجری الوادی فتم علی القری(22)؛ سیل در بیابان به جریان افتاد؛ ولی به آخر نرسید و در بیابان فرورفت.)
از آن جا كه باورهای دینی به جامعه و نهادهای آن، شكل خاصی می دهد و باورهای سیاسی نیز شكل خاصی از نظام سیاسی ایجاد می كند، مردم هر جامعه ای براساس باورهایشان با نظام سیاسی ارتباط برقرار می كنند و همچنان كه معیار مشروعیت نظام اسلامی، تبعیت از قرآن و سنت است، معیار مقبولیت (مشروعیت سیاسی) نیز به رابطه حمایتی و نظارتی مردم بستگی دارد. براین اساس، در فرهنگ دینی، فرهنگ سیاسی- مشاركتی معیار و اساس می باشد.
1- فرهنگ سیاسی مشاركتی
بحث فرهنگ سیاسی مشاركت بحثی گسترده است كه مجال دیگری را می طلبد. در این جا تنها به عناوینی كه در نهج البلاغه، در این باره، مورد استناد قرارگرفته است، اشاره می كنیم:
الف) مقبولیت مردمی (مشروعیت سیاسی مبتنی بر مقبولیت مردم)؛
ب) تقویت نظارت مردمی با ابزارهایی، همچون امر به معروف و نهی از منكر، نصیحت ائمه مسلمین؛
ج) بهره گیری از رأی زنی؛
د) دوری از راه و رسم مستكبران. حضرت(ع) توجه به عاقبت گذشتگان در مطالعه تاریخ پادشاهان و سلاطین و درس آموختن از وضعیت آنانی كه با روحیه استكباری و با پیرایه های زور و زر زندگی كردند، را از مظاهر تقوای الهی معرفی كرده و پرهیز از این رویه را توصیه می فرماید؛ (23) و چه زیبا در خطبه قاصعه، سبب دوری ابلیس از درگاه الهی را استكبار و كبرورزی وی معرفی نموده و می فرماید:
فلو رخص الله فی الكبر لاحد من عباده لرخص فیه لخاصه انبیائه و اولیائه ولكنه سبحانه كره الیهم التكابر و رضی هلم التواضع...(24) اگر قرار بر این می شد كه خداوند به بنده ای از بندگانش كبر را رخصت دهد، بی شك به انبیا و اولیای برگزیده اش چنین رخصتی می داد؛ اما می بینیم كه خداوند سبحان، كبرورزی را برایشان ناخوش داشته و فروتنی را پسندیده است. چنان كه گونه های خویش را به زمین و جبین هاشان را برخاك می ساییدند و در برابر مؤمنان همواره خفض جناح و فروتنی داشتند و خود از مستضعفان بودند كه خداوند با گرسنگی بیازمودشان؛ به سخت كوشی وا داشتشان؛ با حوادث هولناك، امتحانشان كرد و با صافی ناكامی ها، بپالودشان.
هـ- مبارزه با سالوس صفتی. پیش از این یادآور شدیم كه از اصول و خط مشی های كلی سیاست حضرت(ع) ترویج فرهنگ (تملق گریزی و نصیحت پذیری) بوده است. لذا هم خود بر این ارزش اصرار می ورزید(25) و هم به دیگران نیز چنین توصیه می فرمود كه حق گویانی كه تلخ سخن هستند، باید برگزیدگان نزد تو باشند و از مجیزگویان شیرین سخن كه كارهای ناكرده را بزرگ می شمارند و ثناگویی آنها مایه خودخواهی می شود، بپرهیز.(26)
حضرت(ع) در فراز دیگری از نامه 53، به مالك اشتر هشدار می دهد:
وایاك والاعجاب بنفسك، والثقه بما یعجبك منها، وحب الاطرا، فان ذلك من اوثق فرص الشیطان فی نفسه لیمحق مایكون من احسان المحسنین؛(27) مبادا هرگز دچار خودپسندی گردی! و به خوبی های خود اطمینان كنی، و ستایش را دوست داشته باشی، كه اینها همه از بهترین فرصت های شیطان برای هجوم آوردن به توست؛ و كردار نیك، نیكوكاران را نابود می سازد.
از علائم وجود علم غیب برای امام(ع) این كه، روزی مردی كه در دل نسبت به امام(ع) بدبین بود؛ ولی در ظاهر، افراط در ثناگویی امام(ع) می كرد، این جملات را از امام(ع) شنید: (انا دون ما تقول وفوق ما فی نفسك؛(28) من كم تر از آن هستم كه بر زبان آوردی، و برتر از آن هستم كه در دل داری).
و- نفی روابط رسمی (ترویج سادگی و صمیمیت). حضرت(ع) در جایی از یاران، اطرافیان و مردم می خواهد: و بدان سان كه رسم سخن گفتن با جباران تاریخ است، با من سخن مگویید و آن چنان كه از زورمندان خشمگین پروا می كنند، از من فاصله مگیرید و با ظاهرسازی با من رفتار نكنید، و گمان مبرید اگر حقی به من پیشنهاد دهید، بر من گران آید؛ یا در پی بزرگ نشان دادن خویشم؛ زیرا كسی كه شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل كردن به آن برای او دشوارتر خواهد شد.(29)
اینها همه، زمینه مشاركت مردم را در حكومت و میل به مشاركت را تقویت می كند.
نظامی كه براساس اهداف عالی، برقراری عدالت و مساوات، ترویج ارزش های الهی و معنوی، مردم محوری و استكبارستیزی شكل می گیرد، بدیهی است كه مردم وظیفه خود می دانند كه با حكومت در نیل به اهداف فوق مشاركت كنند و حكومت هم این مشاركت با مغتنم شمرده و از آن در تسریع حركت نظام به سوی كمال مطلوب استفاده می كند.
2- ترویج لزوم تبعیت از حاكمیت الهی
در این كه آیا فرهنگ سیاسی اسلام، وفاق گرا است یا منازعه گرا؛ با وجود شاخصه های ذیل به راحتی می توان گفت كه این فرهنگ سیاسی وفاق گراست نه منازعه گرا.
الف) تأكید بر وحدت در منابع اسلامی به خصوص در قرآن و نهج البلاغه؛
ب) تأكید بر نرمش و انعطاف در برخوردهای سیاسی و حكومتی؛
ج) ارزش قرار دادن عقد اخوت در فرهنگ سیاسی اسلام؛
د) تأكید بر تألیل قلوب غیر مسلمین و صرف منابع مالی اسلامی در راه تألیف قلوب.
3- احیای ارزش های دینی، الهی و معنوی
از اهداف عالیه حكومت اسلامی كه متذكر شدیم، تربیت است و این تربیت نیازمند آگاهی دادن، جامعه پذیری و تبیین ارزش ها و ضدارزش ها می باشد.
(1) خودآگاهی
سخن در اهمیت علم از نظر اسلام نیست؛ بلكه سخن در تلاش و جهاد برای افزایش آن است كه به عنوان یك اصل در قرآن(30) و سنت(31) مورد تأكید قرار گرفته و نفی آن یعنی احساس استغنا را زمینه ساز طغیان معرفی كرده است.(32)
براین اساس، امام(ع) یكی از اصول كلی سیاسی را همین اصل قرار داده و از هر فرصتی برای آموزش مدیران و كارگزاران خود به طور خصوص و مردم به طور عموم، استفاده می كند و خطبه ها و به خصوص نامه های حضرت(ع) شاهدی بر این مدعاست.
حضرت(ع) در مهمترین نامه خود كه خطاب به مالك اشتر نخعی است، دو ركن مدیریت كه تعهد و تخصص می باشد را متذكر می شود و در بخش تخصص، مالك را به ازدیاد مراوده با علما و حكما ترغیب می نماید: و اكثر مدارسه العلما و مناقشه الحكما فی تثبیت ما صلح علیه امر بلادك و اقامه ما استقام به الناس قبلك؛(33) در آموختن حقایق از دانشمندان و در كاوش با حكما به طور فراوان با آنان هم نشین باش، برای فراگیری و تثبیت مصالح جامعه عم.ت ساه تشادا خود و برپا داشتن آنچه كه مردم را پیش از تو (در زندگی صحیح) پابرجا داشته است.
(2) تربیت محوری (جامعه پذیری از طریق خانواده)
انسان های بزرگ در آخرین لحظات عمر خود، خلاصه و چكیده نظرات خود را در قالب وصایا و سفارشات، برای اطرافیان خود مطرح می نمایند. امام علی بن ابی طالب(ع) نیز وصایای جامع و كاملی را نه تنها برای فرزندان و اطرافیان خود بیان فرموده است؛ بلكه از آن جا كه ایشان امام المتقین من الاولین والاخرین می باشد، وصایایی برای بشریت در طول تاریخ مطرح نموده كه بخشی از آن در قالب وصیت یك پدر به یك فرزند، در نامه 31 در نهج البلاغه تنظیم شده است. این وصیت نامه با توصیفی زیبا از جایگاه انسان در فراز و نشیب حوادث روزگار شروع شده است: (من الوالد الفان... الی المولود المومل ما لایدرك). برخی وصیت نامه تربیتی- فرهنگی حضرت(ع) را در محورهای ذیل دسته بندی كرده اند:(34)
- تبیین قلب جوان و تشبیه آن به زمین خالی آماده هر كشت و زرع، به عنوان بهترین زمینه تربیت؛ كه وظیفه والدین، تعلیم و تربیت آن مزرعه پاك می باشد، قبل از این كه سخت شود.(35)
- تبیین تأثیر جلب اعتماد در تربیت؛ حضرت(ع) با عبارت فوق، وصیت را با تحریك عواطف و اظهار خیرخواهی و محبت دلبستگی شروع می فرماید(36) و در ادامه وصیت، سیزده مرتبه از كلمه(بنی) كه نوعی به كارگیری عواطف و محبت را به همراه دارد، استفاده می فرماید.(37) و در بخشی دیگر، با بیان خلاصه ای از بهترین تجارب گذشتگان، این مهم را دنبال می كند. حضرت به خوبی در این وصیت می فرماید كه وظیفه والدین تنها تأمین خوراك و پوشاك نیست؛ بلكه رسیدگی به آنچه به رشد روح و روان اولاد مربوط می شود نیز از جمله آنها وظایف والدین محسوب می شود.(38)
-تبیین این ارزش كه گذشته می تواند چراغ راه آینده باشد و باید از تجارب دیگران در امر تربیت استفاده نمود.(39)
- تبیین تأثیر توجه به مبدا در تربیت(40)، حضرت(ع) در این بخش با تاكید بر شناخت خداوند تبارك و تعالی، به بیان تأثیر ابعاد این شناخت در تربیت می پردازد كه عمده ترین آن، دعا و درخواست از خدای تعالی می باشد. وقتی انسان به توانمندی های خالق قادر متعال پی ببرد، سعی خواهد نمود تا ضمن تقویت حسن ظن به امدادرسانی خداوند، توانمندی های آن خالق یكتا را نیز در جهت رشد خود استمداد بطلبد.
-تبیین تاثیر توجه به معاد در تربیت؛(41) حضرت(ع) در این بخش، توجه به مرگ را به عنوان قاطع لذات و مهم ترین علامت فنای دنیا و انتقال انسان به سرای جاویدان و توجه به مواقف و عوالم پس ازمرگ را از مهم ترین عوامل تربیت انسان معرفی می فرماید و این كه از آثار این توجه، اولا، آمادگی انسان برای مرگ و ثانیا، عدم وابستگی به دنیای فانی و ثالثا، تهیه زاد و توشه برای عالم پس از مرگ می باشد.
-تبیین اهمیت خودسازی و مراحل آن؛(42) در این بخش، حضرت(ع) به بیان تقوا و بیداری دل و اهمیت كسب شناخت و آگاهی دین و جایگاه صبر و استقامت و تلاش، و مجرای احتیاط و میانه روی (اعتدال)، و لزوم وقت شناسی و اهمیت پرهیز از صفات ناپسند (هواپرستی، عجب و خودبینی، آفات زبان و طعام حرام) پرداخته، و دخالت این عوامل را در خودسازی بیان می فرماید.
- تبیین مسئولیت های اجتماعی؛ از قبیل: امر به معروف و نهی از منكر.
(3) تعادل
حضرت(ع) بیش از هر چیزی در نهج البلاغه به این حقیقت اشاره فرموده است كه اگر تو به موقتی بودن سرای دنیا و جاویدان بودن سرای آخرت توجه بشود، نگاه انسان به زندگی فردی و اجتماعی دگرگون خواهد شد. لذا در جایی این نوع دنیاگرایی صحیح و نگاه ابزاری به دنیا و هدف قرار دادن آخرت را، گام مهمی در خودسازی معرفی فرموده(43) و در جایگاهی دیگر، این نگرش را راز نجات از فتنه می شمارد،(44) و در موقعیتی دیگر، سلامت نظام را منوط به این تفكر می داند(45) و گاه به تفاوت مردم و اشراف و یا دنیاپرستان و زاهدان در این ذائقه فرهنگی (نگاه ابزاری به دنیا(46) می پردازد، و در یك كلام، این نوع نگاه را لازمه زهد و آزادگی و عدم وابستگی به دنیا تلقی نموده و بیش از هر چیز دیگر، دنیاپرستی دنیاگران را نكوهش می نماید و پیامدهای وابستگی مادی و دنیازدگی را گوشزد فرموده كه عبارتند از: از خود بیگانگی و اسارت(47)، خودفروشی(48)، دین فروشی(49)، خیانت(50)، آشفتگی و افسردگی(51)، فساد سیاسی و اجتماعی(52)، جنگ و خونریزی(53)، انحطاط فرهنگی(54)، محرومیت از آزاداندیشی(55)، جهادگریزی(56)، ركود معنوی(57) و...
این ذائقه فرهنگی جلوه ها و نمودهایی دارد كه از جمله آن، تعادل می باشد.
آنچه كه انسان ها را از مسیر درست استفاده كردن از دنیا، منحرف ساخته است، طریق افراط و یا تفریط بوده است. رهروان طریق افراط، آن قدر به دنیا گرایش پیدا كرده اند كه باید ایشان را دنیاپرست نامید و به چیزی غیر از دنیا نمی اندیشندو از طرف دیگر، رهروان طریق تفریط، چنان از دنیا بریده اند كه گویی مسیر دیگری غیر از دنیا برای آخرت وجود دارد. اما آنچه كه از روح اسلام برمی آید، آن است كه استفاده بهینه از دنیا و آنچه تعلق به دنیا دارد، نه تنها مذموم نیست؛ بلكه ممدوح نیز می باشد،(58) كه این همان طریق تعادل یا طریق وسطی می باشد كه نه آن قدر غرق در دنیا بشود، و نه این كه رهاكننده كامل دنیا باشد. از كلمات جامع امام(ع) در این باره، بیانی است كه حضرت(ع) در مقابل یكی از خوارج كه در حال نكوهش دنیا بود، ایراد فرموده است:
ان الدنیا دار صدق لمن صدقها، و دار عافیه لمن فهم عنها و دار غنی لمن تزود منها، و دار موعظه لمن اتعظ بها، مسجد احیاءالله و مصلی ملائكه الله و مهبط وحی الله، و متجر اولیاءالله كتسبوا فیها الرحمه و ربحوا فیها الجنه...؛(59) همانا دنیا، سرای راستی برای راست گویان، و خانه تندرستی برای دنیاشناسان، و خانه بی نیازی برای توشه گیران و خانه پند برای پندآموزان است. دنیا سجده گاه دوستان خدا، نمازگاه فرشتگان الهی، فرودگاه وحی خدا و جایگاه تجارت دوستان خداست، كه در آن رحمت خدا را به دست آورده و بهشت را سود بردند



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

فرهنگ وفرهنگ سازی

یکشنبه 1 آذر 1388 09:18 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: فرهنگی ،
تعریف فرهنگ
در تعریف فرهنگ، تعابیر فراوانی وجود دارد. انسان شناسان كلاسیك، فرهنگ را در یك معنای وسیع، معادل (سبك زندگی) تعریف می كنند؛ ولی جامعه شناسان، فرهنگ را مجموعه ای از اندیشه ها و ارزش ها می دانند.(2) در جای دیگری، فرهنگ مشخص كننده باورداشت ها، مسلك ها و اسطوره ها، یعنی صور ذهنی دسته جمعی یك اجتماع كه به تعبیری، عوامل روحی و روانی آن جامعه می باشد، تعریف شده است.(3) به بیان دیگر، فرهنگ، عناصر زیادی را در سطوح مختلف از جمله: عقاید، عواطف، ارزش ها، هدف ها، كردارها، تمایلات و اندوخته ها را در برمی گیرد.(4)
در جای دیگر آمده است كه فرهنگ، مجموعه ای است از فضایل و هنرها و آداب و دانش ها و معارف و كلیه نیروهای اخلاقی و روحی كه بشر را از حالت بدوی و ابتدایی خارج ساخته و به سوی كمال معنوی سوق می دهد.(5)
(ادوارد تایلور)، مردم شناس انگلیسی، در سال 1871 میلادی در كتاب فرهنگ ابتدایی، فرهنگ را كلیتی در هم بافته شامل: دانش، هنر، اخلاق، قانون، آداب و رسوم و هرگونه قابلیت و عادت كه به وسیله انسان، به عنوان عضوی از جامعه، كسب شده است، می داند.(6)
از مجموع این تعاریف، می توان این گونه استنباط و استخراج كرد كه: (فرهنگ، مجموعه دانش ها، بینش ها، نگرش ها، منش ها و ارزش های یك ملت) محسوب می شود.
برای این فرهنگ، ویژگی هایی را مطرح می كنند كه اولا، هویت دهنده است؛ ثانیا، مصونیت آور است؛ ثالثا، هم پویا و هم پایاست؛ رابعا تاثیرپذیر است؛ خامسا، فطرت ثانوی است.(7)
بنابراین، وقتی كه می توان گفت فرهنگ، مجموعه ای از دانش ها، بینش ها، نگرش ها، منش ها و ارزش های یك ملت می باشد، پس می توان گفت كه فرهنگ هر جامعه نیز به عنوان پدیده ای بی همتا، به تدریج، در حیات جامعه شكل گرفته و قوام می یابد.
نخستین منبع موثر در شكل گیری فرهنگ هر جامعه، بنیان گذاران، مدیران و رهبران شاخص جامعه می باشند.(8)
فرهنگ سیاسی نیز (مجموعه ارزش ها، باورها و ایستارهای احساسی مردم نسبت به نظام سیاسی خودشان) تعریف شده است. (9)
كاركرد فرهنگ سیاسی را در دو مقوله باید بررسی كرد: اول این كه فرهنگ سیاسی، مشروعیت دهنده به نظام سیاسی، فرآیند تصمیم گیری و سیاست گذاری می باشد؛ دوم این كه انگیزه مشاركت به مردم می دهد. از این روست كه گفته می شود، آنچه نظام سیاسی را شكل می دهد، باورهای سیاسی جامعه است و یا به عبارت دیگر، گفته می شود نظام سیاسی، مانند درختی ریشه در آداب و سنن و رسوم و هنجارهای جامعه دارد. این باورهاست كه كنش های اجتماعی و سیاسی خاصی را شكل می دهد و تعامل این كنش ها، زندگی سیاسی و نظام سیاسی خاصی را درست می كند. به بیان دیگر، همین رفتار و كنش های نشات گرفته از باورها و پندارها، موجب بروز نقش های اجتماعی برای انسان می شود و این نقش ها در طول زمان استمرار یافته و به خلق الگوهای جمعی مشترك و مستمر انجامیده و در نهایت، نهادهای اجتماعی از آن متولد می گردد. (10)
ویژگی های فرهنگ جاهلی
آنچه را كه می توان به عنوان ویژگی های فرهنگ جاهلی عرب در دوره امام علی(ع) بیان نمود، عبارتند از:
1- زندگی قبیله ای كه در آن فرد، مسوولیتی ندارد و كل قبیله، حتی در قبال اعمال اشخاص، پاسخ گو می باشد.
2- مبارزه دایمی با طبیعت به دلیل كمبود منابع حیات و به تبع، جنگ و خونریزی و قتل و غارت دایمی.
3- بت پرستی
4-نژادپرستی و تعصب نژادی و به تبع، نابرابری اجتماعی بین عرب و غیرعرب، حتی در قبایل و در بین جنس زن و مرد.
5-فحشا، فساد و حرام خواری.
این ویژگی ها در برخورد با بعثت پیامبر(ص)؛ به خصوص در مدینه و در دوران حكومت پیامبر اكرم(ص)، دچار انقلاب شدند و به این ترتیب، زیربنای تمدن اسلامی با فرهنگ ناب توحیدی پایه گذاری شد. اما پس از رحلت پیامبر(ص) بعضی از این ویژگی ها، دوباره زنده شد و حیات مجدد آنها تا زمان حكومت امام علی(ع) ادامه یافت.
عمده ترین این ویژگی ها، تعصب نژادی، برتری نژاد عرب و قریش و انتصاب گرایی به جای شایسته سالاری است كه اوج این فرهنگ، در زمان خلافت عثمان می باشد. لذا بعد از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) عنصر شیخوخیت در فرهنگ عرب (ساختار قبیله ای)، ابوبكر را حاكم نمود و منزلت قریش به وی مشروعیت داد و سپس در سایر خلفای تا دوره علی(ع) ادامه یافت.
با توضیحاتی كه گذشت، فرهنگ سیاسی عرب را می توان در قالب فرهنگ محدود- تبعی تعریف كرد؛ چون تنها به منافع خود و خویشاوندان می اندیشیدند و مفهوم كشور و منافع ملی برای آنان بیگانه بود.
بر این اساس در جنگ های جمل، صفین و نهروان، مردم متوجه نبودند كه حفظ كشور و نظام اسلامی واجب است، اگرچه با كشتن مسلمانان محقق شود؛ لذا علیه نظام اسلامی خروج كردند. و به دلیل این عدم آگاهی، به راحتی تحت تاثیر تبلیغات امثال معاویه در جنگ صفین قرار گرفتند.
دیگر این كه با توجه به سطوح چهارگانه ای كه در قبیله بود (شیخ، اشراف، اعضای عادی و بردگان)، قشربندی اجتماعی در این زمان عبارت بود از:
1- شیوخ و روسای قبایل:
2- ثروتمندانی كه از راه تجارت مال فراوان اندوخته بودند:
3- طبقه متوسط (شامل بازرگانان جزء و عشیره های متنفذ):
4- بردگان و ستم كشان.
امام علی (ع) با توجه به این كه در دامان پیامبر گرامی اسلام (ص) تربیت شده بودند، شخصیت ایشان با فرهنگ مذهبی اسلام رشد كرده بود و از فرهنگ عرب جاهلی، بسیار فاصله داشت. مراد از فرهنگ مذهبی، فرهنگی است كه هنجارها، سنت ها، آداب و رسوم و ارزش های آن، همه از سرچشمه وحی نشات گرفته باشد و یا مورد تایید منبع وحی الهی باشد.
نكته مهم این كه فرهنگ مذهبی اسلام كه با بعثت پیامبر اكرم (ص) مطرح شد، نتوانست به طور كامل جایگزین فرهنگ سنتی عرب جاهلی بشود: لذا هر چند در زمان حضور پیامبر اكرم (ص) با توجه به ویژگی های شخصیتی ایشان، حالت غلبه بر فرهنگ جاهلی را نشان می داد: اما در زمان بعد از رحلت پیامبر اكرم (ص) نشان داد كه فرهنگ مذهبی غلبه كاملی بر فرهنگ سنتی عرب جاهلی پیدا نكرده است. اگر چه در زمان خلیفه اول و دوم، به دلیل تقید حفظ ظواهر، بحران تعارض فرهنگ ها خود را نشان نداد: ولی در زمان خلیفه سوم كه مدافع ارزش های فرهنگ سنتی عرب جاهلی بود و نیز در زمان حكومت امام علی (ع) كه به شدت مدافع ارزش های فرهنگ مذهبی اسلام بود و با ارزش های جاهلی مبارزه می كرد، بحران به صورت جدی بروز نمود.
ویژگی های فرهنگ مذهبی اسلام
1- خدا محوری
گفتیم كه از ویژگی های فرهنگ سنتی عرب جاهلی، بت پرستی و تكثر در الوهیت بوده است؛ اما آنچه در فرهنگ مذهبی اسلام به عنوان اولین ارزش مورد توجه می باشد، یكتاپرستی و خدامحوری است كه در عینیت فرهنگ و سیاست جلوه هایی دارد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

اتحادیه انجمن های اسلامی

یکشنبه 1 آذر 1388 09:17 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: فرهنگی ،

تعریف اتحادیه:

اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانش آموزان،نهادی است غیر دولتی و دارای شخصیت خقوقی مستقل،و به عنوان یک مجموعه ی فرهنگی برای سازماندهی،هدایت و پشتیبانی انجمن های اسلامی مدارس سراسر کشور،با عنایت حضرت امام راحل(ره)شکل گرفته است و کماکان تحت نظارت عالیه ی نماینده ی مستقیم مقام معظم رهبری فعالیت می نماید.

تعریف انجمن اسلامی:

انجمن اسلامی،تشکل دانش آموزان مومن و انقلابی ای است که برای تحقیق،حفظ و تعمیق اهداف انقلاب اسلامی و پاسداری از ارزشهای دینی،انقلابی به انسجام و تقویت بنیه ی تشکیلاتی و فرهنگی خود اهتمام می ورزید و سایر دانش آموزان را در معرفی برنامه های دینی و اجتماعی خود قرار می دهند.

شاخص های درخشان:

·        اتحادیه ی انجمن های اسلامی تنها تشکل دانش آموزی است که مفتخر به حضور نماینده ی مستقیم مقام معظم رهبری می باشد.

·        اتحادیه ی انجمن های اسلامی اولین تشکل برخوردار از سیستم کنگره ای و انتخاباتی است.

·        حضور پر رنگ در فضای شکل گیری و تثبیت انقلاب اسلامی و نقش آفرینی در دوران دفاع مقدس و حماسه ی 13آبان از جمله ویژگی های این نهاد انقلابی می باشد.

·        اتحادیه ی انجمن های اسلامی اولین و ریشه دار ترین تشکل دانش آموزی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به صورت خود جوش شکل گرفته و رشد نموده است.

برنامه های راهبردی:

* هیئت انصـار المهـدی عج   به منظور ترویج فرهنگ مهدویت و انتظار

* خیمه های معرفت  به منظور تعمیق مبانی اعتقادی دانش آموزان و تحقق اهداف((تربیت دینی)) همراه با پاسخگویی به شبهات آنها

* سرگذشت پژوهی شهدای دانش آموز(همکلاسی آسمانی)   به منظور حفظ دستاوردهای معنوی دفاع مقدس و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت

 

Top of Form

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

اتحادیه انجمن های اسلامی

یکشنبه 1 آذر 1388 09:12 ب.ظ

نویسنده : اشکان شکوهی
ارسال شده در: فرهنگی ،

شیوه نامه خیمه های معرفت

"خیمه های معرفت" طرحی است که از شش سال قبل با انگیزه ی ارتباط با زبدگان دانش آموز سراسر کشور و ایجاد شبکه ارتباطی منسجم در بین آنان انجام گرفته است.

تعریف:

"خیمه معرفت" جمعی دوستانه و صمیمی است که به صورت داوطلبانه و غیر رسمی از بین دانش آموزان زبده ی یک یا چند مدرسه تشکیل می گردد.این جمع با هدایت یک مربی دلسوز، آگاه و کارآمد و با توجه به سیر محتوای تعیین شده به فعالیت می پردازد.

ضرورت ها:

ضرورت تشکیل خیمه های معرفت از ویژگی های خاص و حساس دوره نوجوانی دانش آموزان در آن قرار دارند به دست می آید. که برخی از این ویژگی ها از این قرارند:

ü      بلوغ و انقلاب روحی جسمی در نوجوان.

ü      کاهش تاثیر سامانه های رسمی مثل خانواده و آموزش و پرورش در رفتار سازی و تربیت نوجوان.

ü      وابستگی شدید نوجوان به گروه همسالان و تغییر گروه مرجع از خانواده به این گروه جدید.

ü      شکل گیری تفکر انتزاعی و ایجاد تردید و سوال در مورد باورهای پیشین.

وظایف:

§         ایجاد شبکه ارتباطی سالم و دوستانه در بین دانش آموزان زبده ی عضو خیمه،به گونه ای که پاسخگوی نیازهای فکری و عاطفی آنان باشد.

§         زمینه سازی انسجام تشکیلاتی زبدگان دانش آموز.

§         زمینه سازی برای تربیت نیروهای آینده نظام جمهوری اسلامی و تشکیلات انجمن اسلامی مدارس.

§         تربیت دانش آموزانی که بتوانند به عنوان واسطه ی انتقال پیام های انقلاب اسلامی به سایر دانش آموزان عمل نمایند.

اهداف:

v     زمینه سازی رشد و بالندگی اعتقادی اعضای خیمه معرفت.

v     صیانت دانش آموزان در برابر شبهات رایج.

v     فراگیری روش دست یابی به منابع وحیانی توسط دانش آموز.

v     ایجاد انگیزه در بین دانش آموزان عضو جهت ترویج اعتقادات و ارزش ها و کسب مهارت های لازم جهت آن مهم.

v     دست یابی دانش آموزان به نقشه جغرافیایی فکری زمان خویش.

v     دست یابی اعضای خیمه به آرامش فکری در کنترل و مدیریت هیجان ها.

 

اعضا:

رسالت خیمه های معرفت زبده شناسی و زبده پروری دانش آموزان است.پس عضو خیمه های معرفت دانش آموز زبده ای است با ویژگی های زیر:

§         خلاقیت

§         علاقمندی به کارهای علمی و پژوهشی

§         برخورداری از سطح بالای علمی در مدرسه

§         داشتن روحیه ی بحث و گفتگو

§         توانایی تاثیر گذاری بر دیگران

§         حق پذیر و منطقی

§         عدم نتیجه گیری عجولانه در هنگام بحث کردن

§         داشتن روحیه ی کنجکاوی در خصوص مسائلی که در اطرافش می گذرد.

ویژگی های مربی خیمه:

ý     اعتقاد به مبانی دینی و نظام جمهوری اسلامی.

ý     ترجیحاً طلب و یا دانشجوی جوانی که از نظر سنی با اعضای خیمه تفاوت سنی زیادی نداشته باشد.

ý     داشتن توانایی ایجاد و حفظ ارتباط با نوجوان دانش آموز.

ý     داشتن ویژگی های اخلاقی شایسته.

ý     امکان قرار دادن وقت مناسب در اختیار اتحادیه.

ý     داشتن تسلط کافی به جغرافیای سیاسی،اجتماعی و فرهنگی زمان.

وظایف مربی خیمه:

      حضور مستمر و منظم در خیمه های معرفت.

      ایجاد رابطه دوستانه و صمیمانه بین خود و اعضای خیمه و تعمیق آن.

      ارائه و پیگیری سرفصل های تعیین شده در مسیر محتوای ارسالی از سوی دفتر مرکزی در خیمه معرفت.

      انتقال نیازهای فکری و سئوالات مطرح شده در خیمه به اتحادیه.

      ثبت موارد مندرج در دفترچه ثبت فعالیت های خیمه از قبیل:موضوعات و سئوالات مطرح شده،حضور و غیاب اعضا و پیگیری موارد فوق.

      ارتباط منسجم با اساتید استانی که از سوی اتحادیه استانها معرفی خواهند شد.

نحوه برگزاری خیمه:

خیمه های معرفت با توجه به ظرفیت های استانی در خصوص جذب زبدگان دانش آموز و مربیان از بین دانش آموزان یک یا چند مدرسه تشکیل میگردد.در زمینه نحوه تشکیل خیمه ها رعایت نکات زیر ضروری می باشد:

¨      به جهت تحقق ارتباط سازنده بین مربی و دانش  آموزان،تعداد اعضای خیمه های معرفت حداکثر30 نفر میباشد.

¨      با توجه به ویژگی های بومی شهرستانها خیمه معرفت میتواند در فضاهای باز از قبیل:کوه،پارک،محیطهای گردشگری و یا مساجد و حسینیه ها،زیارتگاه ها،گلزار شهدا و... برگزار شود. همچنین در صورت عدم وجود شرایط فوق خیمه می تواند در دفتر اتحادیه و یا در محیط مدارس تشکیل گردد.

¨      روش ارائه بحث در خیمه روش گفتگویی می باشدو مربی زمینه شرکت تمامی اعضا و ارائه نظرات آنان را در مباحث فراهم می نماید.

¨      مربیان خیمه های معرفت فضای خیمه را به سمت شکل گیری روحیه پژوهشگری و انجام تحقیقات سوق می دهند و نتیجه تحقیقات و پژوهشهای خیمه خود را به مسئولین اتحادیه ی شهرستان مربوطه ارائه می نمایند.

 

انجمن اسلامی، چرا و چگونه....؟

مجموعه انجمن اسلامی در هر کجای این کشور یک سنگر است... این یک سنگر فرهنگی و فکری است که سلاح در آن،سلاح دین،تدبیر،علم،فکر و فرهنگ است.

مقام معظم رهبری

مقدمه:

اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان،تشکلی برخاسته از متن دانش آموزان مسلمان و انقلابی ایران است.این مجموعه ی دانش آموزی،مُرکّب از انجمن های اسلامی دانش آموزان دبیرستان است که در آستانه ی شکل گیری انقلاب اسلامی و همزمان با اوج گیری آن به صورت خود جوش تشکیل شده بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی با عنایت ویژه ی حضرت امام خمینی(ره) در قالب اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانش آموزان،در 13 آبان 1385 اعلام موجودیت کرد و برای حفظ و نگهبانی از دستاوردهای انقلاب اسلامی بویژه در دوران مبارزه با گروه های ضد انقلاب توفیق درخشانی یافت و با آغاز جنگ تحمیلی استکبار علیه نظام نوپای اسلامی،ایت تشکل دانش آموزی به کانون اصلی جذب و پرورش و اعزام دانش آموزان تبدیل شد که شور و شوق پیوستن به جبهه ی نور را داشتند.تعداد شهدای عضو این نهاد انقلابی گویای این واقعیت است و دارای اساسنامه ای است که در تاریخ 3مرداد1374 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -